صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


دقايقي پيش، اكبر هاشمي رفسنجاني با انتشار بيانيه‌اي ضمن اعلام رسمي حضور خود در انتخابات رياست جمهوري، دلايل حضور خود را اعلام كرد.

۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۰:۵۸ تعداد بازديد : 34396 كد خبر : ۲۴۱۴۴

دقايقي پيش، اكبر هاشمي رفسنجاني با انتشار بيانيه‌اي ضمن اعلام رسمي حضور خود در انتخابات رياست جمهوري، دلايل حضور خود را اعلام كرد.

اعلام حضور هاشمي، كمتر از ده ساعت پس از آن صورت گرفت كه «بازتاب» از حضور قطعي وي و ثبت‌نام او در صبح روز پنجشنبه، خبر داده بود.
در گزارش خبرنگار «بازتاب» آمده بود، با توجه به عدم تحقق اجماع در ميان كانديداهاي اصولگرا و ثبت‌نام قطعي حداقل سه نفر از آنها به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، صبح روز پنجشنبه در ستاد انتخابات كشور، اقدام به ثبت‌نام خواهد كرد و سپس با حضور در كنفرانس خبري، به پرسش‌هاي خبرنگاران پاسخ مي‌گويد.
هاشمي رفسنجاني از ماه‌ها پيش، دو شرط رسيدن به اجماع بر روي يك كانديدا در ميان اصولگرايان و داشتن مقبوليت كانديداي مذكور در افكار عمومي را به عنوان شرط‌هاي حضور نيافتن خود اعلام كرده بود.
در اين حال، برخي اخبار نيز از احتمال ثبت‌نام احمد توكلي در روز جمعه حكايت دارد.
احمد توكلي كه پيش از اين انگيزه اصلي انصراف خود را وحدت اصولگرايان و تلويحا عدم حضور هاشمي رفسنجاني در انتخابات عنوان كرده بود، احتمالا پس از ثبت‌نام هاشمي رفسنجاني، روز جمعه با حضور در وزارت كشور به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري ثبت‌نام خواهد كرد.
به اين ترتيب، حضور هاشمي رفسنجاني به انصراف علي‌اكبر ولايتي و علي لاريجاني مي‌انجامد و يك نفر از كانديداهاي «ائتلاف 4» شامل محمود احمدي‌نژاد، احمد توكلي، محسن رضايي و محمدباقر قاليباف با او رقابت خواهند كرد.

در اين حال، متن كامل اين بيانيه كه دقايقي پيش خطاب به مردم ايران منتشر شد، به شرح ذيل است:

«بسم الله الرحمن الرحيم

مردم شريف ايران
خواهران و برادران صبور و آينده نگر
جوانان و نوجوانان آينده ساز

هشت سال پيش كه مسئوليت اجرايي را با خاطري آسوده از قرار گرفتن كشور در مسير توسعه و اعتدال به منتخب شما مي‌سپردم، هرگز گمان نمي‎بردم شرايط چنان رقم خورد كه در معرض آزموني دوباره قرار گيرم.
اما گذر زمان هم اكنون مرا در مسير تكرار تجربه‎اي تازه قرار داده است. تصميم به حضور در انتخابات 27 خرداد يكي از سخت‎ترين تصميماتم در سراسر سالهاي فعاليت سياسي من بوده است‌، نه از آن جهت كه قبول مسئوليت خللي بر آرامش شخصي‎ام وارد مي‎كند, كه هرگز در خدمتگزاري عافيت طلب نبوده‎ام, بلكه به سبب ترديدهايي بود كه تصميم‎گيري را براي من سخت مي‎ساخت.
نمي‌خواستم گمان شود كه نظام جمهوري اسلامي توان زايش‌نخبگان و مديران تازه‌ را ندارد و يا شائبه اين تحليل ناصواب كه برخي تصور كنند اينجانب تنها شكل خدمت به انقلاب و ميهن عزيز را منحصر در مديريت اجرايي مي‌دانم و يا اينكه مجال براي خدمتگزاري نيروهاي تازه نفس و توانا محدود گردد.
با تأمل در رويدادهاي داخلي و خارجي اخير و نيز ماه‌ها ديدار و هم فكري و رايزني با نخبگان، فرهيختگان، احزاب و گروه‌هاي مختلف سني، صنفي، قومي و ديني و كارشناسان، و متخصصان و اصحاب فكر و قلم، تحليل‌ها و نگراني‌هاي ديگري در فضاي ذهني‌ام نسبت به آينده شكل‌ گرفت كه با مباني فلسفي ترديدهاي اوليه‌ام در تعارض بود و خطيرتر از ترديدهايم مي‌نمود و سرانجام نگراني‌ها و اميدهايم به از آينده بر ترديدهايم غلبه كرد كه بخشي از آنها را در اين مجال با شما در ميان مي‌گذارم:
1- گسترش تنش‌ها و تنازعات زيانبار كه اكنون مانع جدي پيشرفت كشور است و مي‌تواند به كينه‌هاي عميق و طرد و انزواي نيروهاي گرانقدر انقلاب منجر شود.
2- بروز گرايش‌هاي افراطي كه زحمات مديران نظام را ناديده مي‌گيرند و متأسفانه با بزرگنمايي نقصان‌هايي كه نوعاً جناح‌هاي سياسي در آن بي‌نقش نبوده‌اند، مي‌كوشند دامان خود را پاك جلوه دهند و چهره نظام را بيالايند.
3- شكل‌گيري فضاي سردي كه مردم را در وضعيت نگران كننده از جهت تضعيف ارزش‌ها، كاهش شأن و منزلت فردي، آسيب‌پذيري معيشت، امنيت ملي و حقوق و آزادي‌هاي اساسي قرار مي‌دهد. بخشي از اين فضا به فرسايش توان نخبگان در بسط حقوق و آزادي‌هاي اجتماعي باز مي‌گردد و بخش ديگر بازتاب برخوردهاي نسنجيده و تنش‌هاي سياسي است كه با دامن زدن به بي‌اعتمادي عمومي جامعه، ويژه جوانان را در معرض بحران اعتماد قرار مي‌دهد.
4- شرايط حساس منطقه‎اي و جهاني به گونه‎اي است كه غلبه بر آن، نيازمند انسجام و عزم ملي براي تنش‌زدايي و جلب اعتماد بين‎المللي است. صلح و توسعه در خاورميانه بدون حضور ايران مقتدر, مستقل, آزاد و پيشرفته ميسر نمي‎شود؛ ايران پهناور و مقتدر, دروازه صلح و ثبات خاورميانه و پل ارتباطي شرق، غرب، شمال و جنوب است و مي‎تواند تهديدها را به فرصت‎ها تبديل كند و در بين كشورهاي جهان در جايگاه ممتاز و درخور ملت متمدن ايران قرار گيرد.
5 - مهمتر از همه، شائبه زير سئوال رفتن كارآمدي نظام اسلامي ايران است كه تاكنون افتخارات عظيمي در همه عرصه‌ها آفريده و نور‌ اميدي در دل‌هاي پاك يك و نيم ميليارد مسلمان جهان و صدها ميليون مستضعف چشم انتظار به وجود آورده است.
6- جمهوري اسلامي پس از تثبيت و توسعه ارزش‌هاي ديني و توسعه و استقرار امنيت همه جانبه در طول سالهاي دفاع مقدس و نيز طي 16 سال بازسازي و توسعه اقتصادي و سياسي و نهادهاي مدني، به مرزهاي قابل قبولي از رشد و توسعه رسيده است كه تداوم آن مي‌تواند توان ملي كشور را در همه زمينه‌ها افزون و معضل مهم بيكاري را حل نمايد. همچنين با تداوم طرح ناتمام نظام جامع تامين اجتماعي، فقر، فساد و تبعيض را به معناي واقعي كلمه ريشه‌كن كند. هم اكنون ادامه سياست سازندگي و تعميق و گسترش آن در حوزه‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي به «ضرورت نظام» تبديل شده است. با اين وجود هنوز توسعه از ناحيه برخي ديدگاه‌ها در معرض تهديد جدي قرار دارد. دموكراسي اقتصادي و رشد صنعتي، زيربناي دموكراسي سياسي و رشد اجتماعي است. و اين ضرورتي است كه بيش و كم مجهول و مقفول مانده است.
7- حركت همه جانبه براي تحقق سند چشم انداز 20 ساله نظام براي رسيدن به ايراني مقتدر، آزاد، آباد و دانايي محور.
8- آرزو دارم كه با ايجاد بستري مناسب كه هر ايراني بجاي تلخي هاي حذف و طرد، با شيريني همدلي و وحدت ملي در آسايش و امنيت كامل با سربلندي و موفقيت زندگي نمايد.
هرچند حضور رهبر مدبر انقلاب، مايه اطمينان و آرامش جامعه اسلامي و انقلابي ماست، امّا آثاري كه از نتايج انتخاباتي پرشور و حداكثري به دست مي‌آيد, براي ادامه گامهاي مصمم نظام اسلامي، ضروري به نظر مي‌‌رسد.
بر مبناي اين تحليل‌ها و با وجود بر جاي ماندن مباني ترديدهاي نخست، امروز بنا به ضرورت بار ديگر آمادگي خود را براي ورود به عرصه اجرايي اعلام مي‌كنم و خويش را در معرض انتخاب فرد فرد شما قرار مي‌دهم.
مي‌آيم تا ايران با اتكاء و اميد به امدادهاي الهي و به مدد قدرت بيكران هوش, عقلانيت، پشتكار و دوربيني همه ايرانيان داخل و خارج و به پشتوانه خلل ناپذير مشاركت و همبستگي ملي و ديني، البته به دور از تقابل هاي فرسايشي، شاهراه همكاري و همگرايي را با هدف توسعه همه جانبه و پايدار، با عشق و نشاط و اعتدال طي كند: تهديد‌ها به فرصت‌ها تبديل شود و فرصت‌ها دو چندان گردد تا عرصه تلاش, كار و توسعه در ايراني كه سرزمين بهار بركت هاي الهي است, گسترده‌ و متنوع تر شود و راه براي پويايي نسل جوان و خلاق و نيز همه انديشه‌هاي سازنده و همت‌هاي بلند هموار گردد تا با شعار «همه با هم؛ كار» مسير آبادي, آزادي, آسايش و همزيستي مسالمت‌آميز با جهانيان را طي كنيم و ايراني بسازيم شايسته نام ايراني و تاريخ و تمدن ايران.
با شما ملت ايران بار ديگر, آرزوي آن عارف الهي، پيرجماران را به ياد مي‌آوريم كه همواره ‌مي‌فرمود: اگر استقلال و آزادي وطن را خواهان هستيد،«همه با هم» باشيد.
از اين روي به جاي هرگونه تنش، كدورت، افراط و تفريط و يا شعارهاي بي عمل, مي‌توانيم ظرفيت‌هاي طبيعي و ميراث معنوي و سرمايه‌هاي انساني و ثروت‌هاي خدادادي ايران را با كمك يكديگر منسجم كنيم، ارزش كار را ملاك و معيار قرار دهيم و پيام قرآني «اعدلوا هواقرب للتقوي...» را ميزان گفتار و رفتار خود بدانيم.
امروز, با جامعه جواني روبرو هستيم كه باورها و الگوهاي جديدي را نسبت به نسل گذشته ارائه مي‌دهد. زنان و دختران ما بدليل تحصيلات عاليه, انگيزه بيشتري براي توسعه وآباداني كشور و حضور در عرصه‌هاي مختلف دارند. تحولات عميق اجتماعي و فرهنگي جامعه ايراني در كنار شرايط جديد بين‌المللي, كارآمدي مديريت كشور را منوط به هماهنگي هرچه مناسب‌تر با اين تحولات ساخته است.
موفقيت دولت آينده, در گروي تقويت وحدت اسلامي و ملي و بهره‌مندي از مشاركت همه اقشار جامعه است تا مشكلات و رنج هاي معيشتي مردم با اتكاء به برنامه هاي متقن، مديريتي ملي و مشاركت همگاني ترميم و التيام يابد.
اينك، به آمدن در صحنه انتخابات براي انتخاب نهمين «رئيس جمهور‌» و پاسخ متواضعانه به همه دعوت كنندگان در گستره اين سرزمين ثروتمند و تمدن ساز افتخار مي‌كنم.
ربع قرن تجربه مديريت در جمهوري اسلامي، يك سرمايه ملي است و اين سرمايه را مي‌توان در راه توسعه و ترقي كشور صرف كرد. حضور من, نفي تلاش هيچ دولتمرد يا رد توان هيچ نيروي تازه‎نفسي نيست.
اميدوارم با الطاف خدا و امامان معصوم عليهم السلام بتوانيم تلخي اختلافات و مشكلات معيشتي را به شيريني خدمت به مردم و تعميم آسايش و ديدن شادابي و لبخند رضايت در چهره همه ايرانيان تبديل كنيم.
در طول سالهاي پس از انقلاب اسلامي معمولاًً هر مقام و مسئوليتي را با راي مستقيم مردم بدست آورده‎ام. اكنون نيز خويش را در‌معرض انتخاب شما قرار‌مي‎دهم. افزون بر حمايت نخبگان و احزاب ، آنچه در نهايت سرنوشت سياسي مرا در اين انتخابات رقم مي‎زند، راي فرد, فرد هر ايراني است. فردي كه حق دارد در امنيت, رفاه و آزادي زندگي كند و دولتي را برگزيند كه خويش را وكيل و مجري همه ملت و همه افراد بداند. كارنامه من در پيشگاه ملت روشن است. در اين ميان از نقد برخي اشكالات گذشته و اهتمام به اصلاح آن و در نظر گرفتن واقعيت‎هاي امروز گريزي نيست. آينده را بدون نگاه به گذشته نمي‎توان ساخت، اما نبايد در گذشته ماند.
اين اعلام حضور، تلاش مضاعف براي پيوند تجارب موفق گذشته و تحولات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي آينده است و بزودي برنامه هاي جديدم را با شما ايرانيان در ميان مي گذارم و با شما مي‌گويم: «عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون».

اكبر هاشمي رفسنجاني
20/2/84»




  •   ايران را دوباره بسازيد

  •   در دلسوزی آقای هاشمی شکی نیست اما روشی که ایشان بکار میگیرند روشی نیست که نزدیک به الگوی حکومتی اسلام باشد.ساده زیستی مدیران,حراست از بیت المال,مردمی بودن کارگزاران,داشتن شم مدیریت و نه مدرک تنها,کار شبانه روز برای خلق خدا و ... همه الگوهایی است که متاسفانه در زمان آقای هاشمی نه تنها در اکثر مدیران ایشان دیده نمی شد بلکه در جهت عکس وجود داشت. از علی(ع) میآموزیم که مردم باید مسئولین را از خود بدانند نه اینکه مدیران چنان زندگی کنند که از مردم فاصله بگیرند و فقر برای فقیر قابل تحمل نباشد. اگر مردم ببینند سطح زندگی مدیران با آنها فاصله چندانی ندارد اگر مشکلی هم باشد راحت تر با آن کنار خواهند آمد چون آن مشکل برای همه مشکل است.متاسفانه از زمان آقای هاشمی فاصله مسئولین با مردم زیاد شد,همان خطری که حضرت امام آن را گوشزد کرده بودند. زمانی اگر مدیری خانه,ماشین یا امکانات آنچنانی داشت آنرا برملا نمیکرد چرا؟ چون هنوز بر طبق آموزه های دینی مقبول نبود ولی اکنون قبح چنین رفتاری از بین رفته و ما می بینیم خیلی از مسئولین دیگر ابائی از مطرح شدن زندگی اشرافیشان ندارند, بماند که دیگر در این زمانه برخی از مسئولین, جدای از فساد اقتصادی و رانت خواری گرفتار فساد سیاسی و حتی اخلاقی نیز شده اند. رئیس جمهور آینده باید هنوز به آرمانهای انقلابمان از جمله تعهد و تخصص مدیران اعتقاد و التزام داشته باشد و بسیارند کسانی که اینگونه اند و آماده خدمت برای خلق خدا که همان خدمت به خداست و به قول رهبر عزیز رساترین شعار مرگ بر آمریکا خدمت به مردم است. والسلام

  •   در اینکه نسبت به 16 سال پیش از نظر اقتصادی پیشرفت کرده ایم هیچ شکی نیست به طور کاملا ملموس می توان بالا رفتن سطح زندگی مردم را دید اما یک سوال مهم : آیا امروز راضی تر هستیم یا 16 سال پیش ؟ پس بهتر نیست بیشتر فکر کنیم شاید مشکل ما پیشرفت نباشد که با روندی که آقای هاشمی دارد قابل حل نیست واقعا ما از چه ناراحتیم؟ فقر یا بی عدالتی؟

  •   چند نكته در اين انتخابات ديده ميشود.
    1- اصول گرايان در اين زمان داراي روحاتيون كمتر مطرحي در جوزه سياست هستند تا نوانديشان و بنظر ميرسد روحانيون اصول گرا خود را از حوزه اجرا كنار كشيده اند.اقاي رفسنجاني خوب مي دانند كه نميشود كنار تشك نشت ودستور اجراي فن را صادر كرد.
    2-شرايط نسبت به گذشنه نغيير يافته تر است.درزمانيكه اقاي رفسنجاني رئيس جمهورشدند.ابتداي پايان جنگ بود وخرابيها وركود بسيار ودرامد نفت اندك. ولي اكنون شرايط تفاوت دارد.درامد نفت ازنظر رقمي بسيار زيادتر است.مردم مرفه وغير يكنواخت تر با خواسته هاي بيشتر. تراست پول دارها قويتر ومتنوع تر ودر مقابل ضعف زحمتكشان بيشتر
    3-نوانديشان سازمان يافته تر وبا تجربه اجرايي بيشتري هستند تا زمان پايان جنگ.به اساني كنار نميروند. گرچه رحمت كشان از ايشان هم چيزي نديدند.
    4- با توجه به شرايط موجود انديشه هاي قديمي اقاي رفسنجاني كه در زمان خود با توجه به شرايط خوب عمل كردممكن است در شرايط حاضر كارائي نداشته باشد.
    5-اگر امدن رفسنجاني به منظور حذف و يا پر كردن جاي معين است اين امدن كارايي ندارد.اگر اين امدن بمنظور اشتي اصول گرايان با معين وواگذاري تصميم به مردم است انشالاه مبارك است.

  •   آقاي هاشمي پدر و آموزگار خلاق همه كانديدها ست نمي گويم هميشه پدر از فرزند و كارآموز خويش بيشتر مي داند ولي با مطالعه در كانديدها مي توان پر واضح پي برد كه آقاي هاشمي يك سر گردن از همه مستحكمتر و باتجربه تر و كارآمد تر است . در واقع هدف او بسيار بالاتر از مسائل و معضلات كنوني كشور ايشان به نسلها -آينده ايران و خلاصه به گسترش اسلام حضرت امام مي نگرند . بنده شخصا ايشان را به عنوان اصلح معرفي مي نمايم . هر چند شخصيت واقعي ايشانرا تنها علماي بزرگ مي توانند تفسير كنند .ايشان دوست و غمخوار راستين رهبرند .مسائل سياسي كه جنبه مادي در آن رخنه كرده بديل طبع بلند ايشان كمتر در آقاي هاشمي ديده مي شود . اعتماد به نفس بالا استحكام سخن ايشان آرامش خيال در عين احساس مسئوليت شديد ايشان از موارد نادر است كه در كمتر كسي مي توان پيدا كرد . انقلاب با آمدن ايشان پشت و جايگاه خويش را بهتر حس مي كند ابرقدرتها به خشم مي آيند چون تنها هاشمي است كه در برابر همه بي پروا و بدون هيچ واهمه اي سخن مي گويد و مي استد . آقاي هاشمي ياور و پشتيبان اقشار ضعيف است هر چند خودش از تمكن مالي خوبي قاعدتا بايد برخوردار باشد ولي همه اقشار را لمس كرده است . خيلي موارد زيادي را نيز مي توان در ايشان به وضوح مشاهده كرد . كه در اينجانمي توان به همه آنها پرداخت .رئوف ملائي مهندس كامپيوتر 28 ساله

  •   اگر با آمدن هاشمي تما م يا بخشي از مديران ناكارآمد فعلي حفظ شوند (كه به احتمال زياد چننين نيز خواهد شد) تكليف نسل جوان و آرزومند اين كشور چيست؟ ايده الهاي مردم مسلماني كه به عشق حكومتي پيرو خط عدالت علوي انقلاب كرده اند چه خواهد بود؟ مديران تكنوكرات رفاه طلب فعلي اگر تثبيت شوند هيچ تحولي در وضع زندگي مردم ايجاد نخواهند كرد بغير از ريخت و پاش و سمينارهاي بي نتيجه و ....بهرحا ل خدا به فرياد انقلاب و اسلام و مردم برسد!.البته در بين مديران فعلي عناصر شريف و زحمتكش و ساده زيست هم داريم كه اجر آنها با خداست.

  •   در جوامع متمدن نهادهاي اقتصادي - پولي - مالي - صنعتي و تولدي و ... همه بر اساس خردمندي و اصول علمي مديريت طراحي شده اند و همواره در معرض نقد و بروزرساني و تصحيح دائمي ميباشد. بنابراين حتي فيك هنر پيشه بعنوان يك رييس جمهور مقتدر ظاهر ميشود. بنابراين آقاي هاشمي بدانند با يك گل بهار نميشود! ماداميكه هيئت وزيران مشخصه هاي لازم را نداشته باشند و وقتي مديران اجرايي بر اساس معيارهاي غير واقعي انتخاب شوند و ... هيچ اميدي به اصلاح ساختار مديريت كشور نخواهد بود.
    مديراني كه از پيروان و نيروهاي اجرايي لايق و شجاع و دلسوز برخوردار باشند به موفقيت دست مي يابند و بالعكس اگر همراهي و همدلي بين اجزائ اجتماع نباشد مديران به شعاردهندگاني تبديل ميشوند كه شعارهايشان هيچ ضمانت اجرايي نخواهد داشت.
    خوش امديد ولي لطفا اين ديدگاه فردي را به ديدگاه سيستمي ارتقا’ بخشيد.

  •   آمدن هاشمي در شرايط موجود بيشتر از انچه به نفع اصلاح طلبان يااصولگرايان باشد به نفع طبقه مديريت تكنو كرات جامعه است.مديران مثل نعمت زاده ـ آقازاده نامدارزنگنه و.......
    ولي فايده اي كه براي اصلاح طلبان دارد احتمالا از فايدهاي كه براي طبقه تند رو محافظه كاران دارد بيشتر است.ببينيد فايده حضور هاشمي در 8 سال پيش پديد آمدن يك قشر سرمايه دار طرفدار حاكميت بود.با تحولاتي كه در اين سالها پيش آمد (البته بيشتردرعرصه جهاني نظير فراگيرشدن اينترنت بيشتر شدن سهم صنعت توريسم از بازار سرمايه جهاني و...... ) اين قشر سرمايه دار(البته لايه هاي مدرن ان كه كم هم نيستند)
    بيشتر ازآنچه به صورت سنتي در عرصه تفكر ومثال اجتماعي به سمت سنتي گرايش پيدا كند به سمت جوامع فرا صنعتي گرايش يافته كه اين امر لوازمات خاص خود را به دنبال دارد كه يكي از آنها حفظ شرايطي از وضع موجود است.قطعا با روي كار آمدن هاشمي خيلي از طرحهاي مجلس هفتم كه تغيير شرايط موجود رانشانه رفته بود به اجرا در نمي ايد طرح هايي مثل لباس ملي ياتثبيت قيمتهاو..... . ولي در عرصه بين المللي احتمالا شاهد مذاكرات و مباحثات يك طرفه باشيم!!!! از دوستان عزيز صاحب نظر كه متن مرا مطالعه كردند خواهش ميكنم فقط انتقادات خودرا برايم بفرستند. يا علي مدد




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :