صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 

پس از برگزاري ملاقات‌هاي مذكور با مسئولان نظام، شركت‌كنندگان در نمايشگاه كه به تدريج، خود نيز گرفتن مدال جهاني را باور كرده بودند، خواستار معافيت از سربازي و ورود بدون كنكور به دانشگاه شدند.

۳۱ فروردين ۱۳۸۴ - قبل از ظهر ۱۱:۴۸ تعداد بازديد : 26304 كد خبر : ۲۳۴۸۲

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: فريب افكار عمومي و ارائه اطلاعات غلط در جلوه دادن يك نمايشگاه تجاري بخش خصوصي در ژنو، به عنوان يك مسابقه بين‌المللي علمي توسط مسئولان سازمان تبليغات، صداوسيما و دانشگاه آزاد ادامه دارد.
بنا بر اين گزارش، مثلث مذكور طي هفته گذشته، از نمايشگاه ابتكارات ژنو كه نمايشگاهي تجاري است، به عنوان مسابقات بين‌المللي ياد كرده و ضمن تبليغات فراوان، از اهداي 47 مدال به گروهي از شركت‌كنندگان ايراني در اين نمايشگاه، خبر داده بودند.
در هفته جاري نيز بزرگنمايي و ارائه اطلاعات غلط درباره نمايشگاه مذكور، ادامه يافته و با پيگيري برخي مسئولان سازمان تبليغات و دانشگاه آزاد، برندگان با مسئولان نظام هم ديدار كردند و با هماهنگي صداوسيما، همچنان ارائه اطلاعات كذب از اين نمايشگاه به افكار عمومي ادامه دارد.
پس از برگزاري ملاقات‌هاي مذكور با مسئولان نظام، شركت‌كنندگان در نمايشگاه كه به تدريج، خود نيز گرفتن مدال جهاني را باور كرده بودند، خواستار معافيت از سربازي و ورود بدون كنكور به دانشگاه شدند.
در اين حال، يك كارشناس مركز استعدادهاي درخشان در گفت‌وگو با «بازتاب»، با بي‌اهميت ارزيابي كردن نمايشگاه ابتكارات ژنو، گفت: در نمايشگاه ابتكارات ژنو، تنها سه جايزه از سوي برگزاركنندگان نمايشگاه اهدا مي‌شود كه سال گذشته، يك دختر نوجوان ايراني، يكي از جايزه‌ها را كسب كرد، اما امسال هيچ‌يك از گروه‌ چهل نفره ايران، موفق به كسب اين جايزه نشد.
اين كارشناس افزود: 37 جايزه فرعي نيز از طرف اسپانسرهاي نمايشگاه اهدا مي‌شود كه هيچ جنبه بين‌المللي و علمي ندارد و چهار نفر از شركت‌كنندگان ايراني، موفق به كسب چهار جايزه از 37 جايزه مذكور شدند.
وي افزود: آنچه در تبليغات به عنوان مدال كسب‌شده توسط شركت‌كنندگان ايراني معرفي شده بود، تنها يك برگه كاغذ است كه گواهي شركت طرح‌ها در نمايشگاه بود.
اين كارشناس توضيح داد: نمايشگاه مذكور كاملا جنبه تجاري و انتفاعي داشته و برگزاركنندگان آن ـ كه از بخش خصوصي هستند ـ براي شركت دادن هر طرح در نمايشگاه، حدود هزار يورو دريافت مي‌كنند.
وي اضافه كرد: افتخارآفريني جوانان نخبه و مستعد ايران در معتبرترين مسابقات و المپيادهاي بين‌المللي، روشن‌تر از آن است كه لازم باشد عده‌اي به خاطر اثبات آن، درباره يك نمايشگاه غيرمعتبر، پروژه تبليغاتي اجرا كنند.
در اين حال، اطلاعات خبرنگار «بازتاب»، حاكي از آن است كه مؤسسه «تبيان»، وابسته به سازمان تبليغات اسلامي و دانشگاه آزاد، در اعزام و ارائه اطلاعات نادرست از اين نمايشگاه، نقش اساسي داشته‌اند.
خبرنگار «بازتاب» مي‌افزايد، پس از پيگيري‌هاي به عمل آمده، مقرر شده تا تقدير از شركت‌كنندگان در نمايشگاه ژنو، به اهداي سكه بهار آزادي محدود شود و با معافيت آنان از كنكور و خدمت سربازي مخالفت شده است.
گفتني است، حدود دويست ميليون تومان بابت هزينه مسافرت و شركت طرح‌هاي مذكور در نمايشگاه پرداخت شده است.




  •   نخبگان دروغين

    يكي دو سال است كه سازمان ملي جوانان در راستاي اهداف نامشروع و غيرقانوني مسئولين بي‌كفايت خويش با حركات حساب‌شده و در ظاهر تحت لواي اجراي منويات رهبر معظم انقلاب اسلامي اقدام به فريب افكار عمومي مي‌نمايد. تشكيل به اصطلاح مجمع ملي جوانان و هزينه‌هاي سراسم‌آور آن و فعاليت حزبي در قالب مشاور علمي سازمان و تخطئه نخبگان علمي و رشد و توسعه علمي مي‌پردازد. از آن جمله حركت ناشايست سازمان در كپي‌‌برداري طرح اوليه سازمان ملي نخبگان كشور و تغيير نام آن به مركز ملي نخبگان زير مجموعه رياست سازمان كه هيچ ربطي به وظايف آن ندارد كرد كه در نهايت با درايت رهبر معظم انقلاب اسلامي بنياد نخبگان در حال شكل‌گيري است.
    از حركت‌هاي ناشايست اين سازمان حمايت مالي و معنوي از اعزام نورچشمي‌‌ها به نمايشگاه ابداعات و اختراعات ژنو مي‌باشد كه هيچ‌گونه مسابقه و يا عرض اندام علمي در سطح بين‌المللي نمي‌باشد و با تبليغات دروغين و نمايش توهم موفقيت علمي سعي در بزرگنمايي نتايج يك نمايشگاه خصوصي در سوئيس را دارد . در ذيل نكاتي چند پيرامون كسب عناوين و مدال‌ در اين نمايشگاه به استحضار مي‌رسد:
    1 ـ اين نمايشگاه يكي از ده‌ها نمايشگاه خصوصي است كه هرساله در سراسر جهان برگزار مي‌شود و اعتبار علمي آن در مقايسه با المپيادهاي علمي جهاني و حتي مسابقات علمي داخل كشور مانند جشنواره خوارزمي به مراتب كمتر است و از سوي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري تأييد نشده است .
    2 ـ نكته جالب توجه در اين ميان تحريف نتايج نمايشگاه در رسانه‌هاي داخلي است در حالي كه در اين نمايشگاه اصولاً مدال توزيع نمي‌شود و تنها به 40 طرح برگزيده جايزه اهدا مي‌شود ، در تبليغات دروغين داخلي از اعتبار 47 مدال به افراد ايراني شركت‌كننده خبر داده مي شود كه البته منظور از مدال‌هاي مذكور ، تنها يك برگه ديپلم گروه‌هاي فرعي نمايشگاه است و تنها 40 طرح بعنوان منتخبق شناخته مي‌شود كه شامل 2 جايزه اسكار و 2 جايزه مالكيت معنوي (WIPO) است و بقيه جوايز را شركتها ، سازمانها و گروههاي مختلف نه براساس علمي‌بودن بلكه مسائلي چون تعداد بازديدكنندگان و ... اعطا مي كنند . در نمايشگاه سال جاري نيز 4 طرح از ايران ، سه جايزه از 37 جايزه را بدست آوردند.
    3 ـ با توجه به برگزاري نمايشگاه از سوي بخش خصوصي ، در گروههاي فرعي حدود 180 مدال طلا ، نقره و برنز كه هيچ‌گونه ارزش علمي و مادي ندارد از سوي برگزاركننده اعطا مي شود كه در سايت نمايشگاه نيز تنها به جوايز اصلي اشاره مي‌شود و افراد اخير خبري نيست يعني تبليغات دروغين «مخترعان ايراني مدال‌ها را درو كردند ، روزنامه همشهري يكشنبه 21/1/1384» چيزي جز يك توهم موفقيت نيست.
    در كل به يك پنجم شركت‌كنندگان مدال بي‌ارزش كه يك كاغذ مي‌باشد تعلق مي‌گيرد . به بقيه افراد ـ براي اينكه رنجيده خاطر نشوند ـ ديپلم افتخار داده مي‌شود . كليه هزينه‌هاي نمايشگاه نيز از شركت‌كنندگان اخذ مي‌شود.
    4 ـ آقاي عليرضا راستگار عباسعليزاده نماينده سي‌و سومين نمايشگاه ( و مشاور علمي سازمان ملي جوانان ) مدعي است كه راپورت‌هاي وي براي كسب مدال كذايي بسيار موثر مي‌باشد و در عمل نيز چنين شده است : فردي بدون داشتن نمونه به اصطلاح ابداع و اختراع و تنها با ارائه بروشور صاحب مدال طلا مي‌شود و فرد ديگري نيز از گرفتن مدال باز مي‌ماند ( به دليل خصومت شخصي نماينده نمايشگاه ).
    گفتني است كه مسئول اعطاي مدال‌ها فردي ايراني است .
    5 ـ نماينده نمايشگاه به دروغ در مصاحبه‌هاي خود مدعي حضور نمايندگاني از وزارت علوم و ... براي مشروع جلوه دادن كار خود مي‌كند كه مسئولين وزارت علوم چنين خبري را تكذيب مي‌كنند.
    6 ـ همانند سمينارهاي داخلي در اين نمايشگاه به سه طريق افراد مي‌توانند شركت كنند :
    الف ـ طرح و ابداع و اختراع عالي از نظر علمي و يا جذابيت براي جلب بيننده ( با توجه به اينكه براي ورود به نمايشگاه وروديه معادل 20000تومان دريافت مي‌شود ) كه از سوي مسئولين نمايشگاه بصورت رايگان ، با تخفيف و ... دعوت مي‌شوند.
    ب ) طرحهايي كه چندان جالب توجه از نظر علمي و جذب بيننده نيست و ارزش خاصي نيز ندارد با دريافت كليه هزينه‌ها ( تقريباً 1200 يورو ) شركت داده مي‌شوند . كه كليه شركت كنندگان ايراني از اين نوع بوده‌اند و در واقع به تعداد كمي شركت‌كنندگان در نمايشگاه اضافه مي‌شود و هيچ افتخاري ندارد.
    ج ) بصورت شركت يا موسسه خاصي كه هزينه آن دوبرابر بخش دوم مي‌باشد.
    7 ـ همين مشاور سازمان ملي جوانان و نماينده نمايشگاه سال گذشته با ارائه طرح ابتكاري ـ كه معلوم نبود متعلق به كيست ـ و پرداخت حق شركت غير حضوري بنام سجاد عبادي فرزند رئيس سازمان در يك رشته فني و مهندسي لوح و ديپلم افتخار بنام وي اخذ مي‌كند (در حالي كه مدرك نامبرده علوم انساني بوده و در رشته علوم سياسي دانشگاه آزاد تحصيل‌ مي‌كرده است ) و ارائه آن به وزرات علوم خواستار استفاده از معافيت از خدمت نظام وظيفه فرزند رئيس سازمان مي‌شوند كه ناجا به دليل فقدان مدارك از اعطاي معافيت خودداري مي‌كند و در نهايت براي اخذ رواديد فرانسه ، شخص وزير امور خارجه واسطه قرار مي‌گيرد.
    8 ـ مسائل مالي اين قضيه بماند كه خود مثنوي هفتاد من خواهد بود.

    و اما چرا چنين تراژدي در اين مملكت و آنهم با حمايت آگاهانه و يا ناآگاهانه افراد و سازمانها اجرا مي‌شود به بعضي موارد اشاره مي‌شود:
    1 ـ سوءاستفاده سياسي و جناحي از نام نخبگان علمي جهت مقاصد پست و حزبي خويش .مشي مسئولين فعلي سازمان ملي جوانان گواه اين مطلب مي‌باشد.
    2 ـ با تحريف افكار عمومي و تكرار نمايش مضحك اين ذهنيت را ايجاد نمايند كه واقعاً اين افراد نخبگان كشور هستند و بايد از اينان حمايت شود و كم‌كم آقازاده‌هاي خود را و متمولين و فرزندان زر و سيم كه توانايي پرداخت هزينه‌هاي گزاف شركت در نمايشگاه‌هايي اين چنين را دارند و عنوان اين مطلب كه پيرو منويات رهبري نظام ، فلان سازمان در خصوص حمايت از نخبگان و جذب و نگهداري آنان در داخل كشور اقدامات مثبتي را انجام داده است و توانسته است جلوي مهاجرت نخبگان را بگيرد . اعتباراتي كه تاكنون در حد شعار و حرف باقي‌مانده است به واقعيت تبديل شده و آقازاده‌ها به پست و مقام و استفاده از مزاياي ويژه نخبگان دست خواهند يافت در اين حال نيز نخبگان واقعي در مضيقه قرار گرفته و توسط همين افراد بيش از پيش به خروج از كشور ترغيب مي‌شوند( نمونه واقعي از برخوردهاي سازمان ملي جوانان و همين نماينده نمايشگاه در دست است).
    به اين تبليغات كاذب توجه كنيد :
    « هيچ تضميني وجود ندارد تا اين عده نيز به همين سرنوشت دچار نشوند و جزو زيرمجموعه فرار مغزها قرار نگيرند ، به ويژه اينكه آنها به جاي جوايز تئوريك المپيادهاي علمي صاحب جوايز عملي شده‌اند و اختراعات پولسازي را در اختيار دارند، روزنامه همشهري يكشنبه 21/1/1384» سوال اينجاست كدام اختراع و ابداع افراد چنين شاخص اقتصادي و تجاري و توليدي را دارد؟
    3 ـ سوءاستفاده مالي و اقتصادي مسئولين نمايندگي كه مدارك زيادي در اين باره موجود است.

    گفتني است متن فوق قبل از برنامه ديدار نابغه هاي دروغين با مسئولين در اختيار بعضي مراكز قرار گرفته است و بنا براين است كه طي نامه اي به وزير علوم خواهان پاسخگويي وي لاشيم و رونوشت آن به كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس ارسال شود.
    والعاقبه للمتقين
    روابط عمومي انجمن علمي نخبگان ايران

  •   داستان تلاش و بعضا حقه بازي براي مدال و اسم و رسم چيز تازه اي در اين كشور نيست. اين معافيت از سربازي هم كه مدال بازي رو در كشور ما تشديدش كرده. سال 1383 بنده يكي از داوران جشنواره خوارزمي جوان بودم كه طرحي توسط آقاي ".. به جشنواره ارائه شده بود. آقاي ".." 26 ساله مدعي بود كه داراي مدرك دكترا و دو فوق ليسانس و يك ليسانس در سنين بسيار كم از دانشگاه صنعتي شريف جائي كه بنده از اول ليسانس تا آخر دكترا در آنجا بودم و اسمي از اين نابغه درخشان دانشكده برق نشنيده بودم است. فرداي آن روز كه از اداره دانش آموختگان به طور شفاهي استعلام كردم و كذب بودن اظهارات اين نابغه برايم محرز گرديد از مسولان جشنواره خواهش كردم كه به او بگويند تصوير دانشنامه هاي ليسانس دو فوق لسيانس و يك دكتري خود را به دبير خانه جشنواره ارئه كند. فكر مي كنيد اين آدم چكار كرد؟؟ فردايش يك كارتي كه نمي دانم قلابي بود يا راست (به قصد لابد ارعاب )نشان كارمند جشنواره خوارمي داده بود كه بله من كارمند وزارت اطلاعات هستم و دانشنامه هاي من سري است! ولي نمي دانم چرا اقاي ".." جهش هاي شگفت انگيزش محرمانه است ولي اين قدر علاقه دارد كه به عنوان نابغه جوان در تلويزيون ظاهر شود و مدال و جايزه بگيرد؟ در ضمن اين آقاي ".." خود را استاديار دانشگاه تهران معرفي كرده است! در ضمن سال قبل هم خودش رو دارنده مدال لويي باستور به بنده معرفي كرد. لابد از سربازي هم با همين نبوغش معاف شده است. واقعا هم اين جور آدم ها نابغه هستند! چرا كه خزعبلات آنها به عنوان طرح تحقيقاتي از زير دست داوران بدوي كه اقلا مرتبه استادياري در يكي از دانشگاه هاي ايران را دارند در مي رود و تا مرحله نهائي مي رسد.

    به راستي مشكل علمي ما با مدال و بوق و كرنا كردن چند تا جوان حل مي شود؟؟ از سال هاي مياني دهه شصت همين جوري داريم توي المبيار هاي جهاني مدال مي آوريم. خوب كه چي؟ كدامشان ايران هستند؟ كدامشان مسير علم دنيا را تكان دادند؟ كدامشان اصلا نسبت به قد و قواره همكلاسي هاي چيني و هندي و بنگلادشي شان در آمريكا آدم خارق العاده اي شدند؟؟ درخشان ترين آنها همين دكتر رامين گلستانيان است كه در مركز تحصيلات تكميلي زنجان مانده است. آنهائي كه از ايران رفته اند هيچ كدامشان انيشتين نشده اند. آي بچه هاي مدرسه اي و دانشگاهي! به خدا علم هيچ ربطي به مدال و جايزه و اين جرف ها ندارد! نزديك دو دهه داره ميشه كه هي داريم مدال مي گيريم. كدام يك از اين مدال ها توي اين دو دهه قدمي علم دنيا رو كه بي خيال علم ايران رو جلو برده؟ اين صحبت معافيت از سربازي هم كه اين مدال بازي رو تشديد كرده متاسفانه. اي كاش به جاي اين همه مدال كه از سال هاي مياني دهي 60 گرفتيم يك 50 تا از اين مدالي هاي ما حالا دانشمندان عميقي در علم شده بوند. اما دريغ و درد كه علم و دانش ربط زيادي به مدال نداره.




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :