اسم اين بازيها «همبستگي كشورهاي اسلامي» بود و بيش از دويست ميليون شيعه در شب شام غريبان امام هشتم، شاهد مراسم رقص شمشير و حضور نماينده سياسي كشورمان در جده با لباس روحانيت در اين مراسم به اصطلاح افتتاحيه و سعوديزده بودند.
ايده برگزاري مسابقات ورزشي «همبستگي كشورهاي اسلامي»، هرچند به نظر جذاب و كارآمد ميآيد، اما به دليل عدم وجود كارشناسي و مديريت صحيح در برنامهريزي و اجراي آن، به جز تبليغات با هزينه سنگين براي كشور سعودي، هيچ دستاورد ورزشي و يا فرهنگياي به همراه نداشته است.
«بازتاب» در گزارشي به قلم عليرضا مباركي فرد، برگزاري اين مسابقات و نحوه شركت ايران در آن را مورد بررسي قرار داده است.
در بخشي از اين گزارش آمده است: در ماههاي اخير، عربستان سعودي در ادامه روند تزلزل امنيت داخلي ـ كه از 5 سال پيش به اين طرف آغاز شده ـ وضعيت خوبي ندارد به خصوص اينكه ناامني را با كشتن مخالفان توجيه ميكند و اين بار هم به مانند سال 2001، ورزش را حربهاي براي فرار از فشارهاي اجتماعي و ديدگاه مظنون جهانيان قرار داد.
عربستان سعودي در سال 2001، با صعود مشكوك خود به جام جهاني و هديه يك ميليون دلاري به تيم ملي بحرين و بعد هم باخت 8 تايي از آلمان، تيم خودش را بسيار دموكراتيك جلوه داد كه هم براي پيروزي خرج ميكند و هم جنبه باخت سنگين را داشته و قدرت را ميپذيرد. شايد در داخل كشور ما عدهاي به نفرين و ناله دست برداشته و افسوس نبودن ايران را به جاي اين تيم درمانده مقابل آلمان ميخوردند ولي سعوديها براي رهايي از زير فشار 11 سپتامبر، بسيار هوشمندانه به دنيا «كد» ميدادند... .
ورزش عربستان، فقط آشپزخانه بزرگ و مجللي دارد و از داشتن حداقل لازم در علم و نيروي انساني محروم است. ولي خب، همه دنيا كه نميدانند سعوديها جايگاهي به اندازه انگشتان يك دست در ورزش منطقه دارند و اگر فوتبال را از آنها گرفته شود، ديگر بايد براي حضورشان در رويدادهاي ورزشي، دست به دامن دلار و يورو بشوند. پس چنين ولخرجي را نشانه پيشرفت شاخصهاي اجتماعي و ورزشي اين كشور تلقي ميكنند و در اين بين، ايران به عنوان يكي از قدرتهاي مؤثر ورزش در غرب آسيا ـ كه ميتواند در رشتههاي فراگيري به نسبت همسايگانش، حضور قدرتمند داشته باشد ـ به قيمت يك كاروان همراه و توريست مساوي كاروان ورزشكاران، دليلي بر اعتبار اين رويداد بيفايده شده است!... .
وقتي 21 ميليون دلار (18 ميليارد تومان) بابت مراسم سعوديزه شده افتتاحيه اين مسابقهها ـ كه هيچ نشاني از اسلامي بودن و فراگير بودن اسلام ندارد ـ هزينه ميشود، نشانگر چه هدف غيرورزشي است؟
وقتي تيمي مثل تاجيكستان، از ايران 9 گل ميخورد يا الجزاير (يكي از تيمهاي قوي شمال آفريقا) از تيم ملي ضعيف و دوم عربستان ميبازد، چه نتيجهاي ميتوان از كيفيت اين بازيها گرفت؟
وقتي بازيهاي تيم ملي فوتبال «ب» ايران حتي از شبكه سه تلويزيون ايران هم پخش زنده نميشود و كارشناسان و مردم، از اين تيم با عنوان تيم طرح كاد ليگ برتر نام ميبرند، آيا جايي براي برگزاري اين بازيها در سال 2009 در ايران وجود دارد؟!
آيا ما هم در اين بازيها ميتوانيم به فراخور پررويي و بيتوجهي آشكار فرهنگي و اجتماعي، دانشمندان سعودي را به نفع خودمان كرده و مانند سعوديها كه «ابوريحان بيروني» را عرب جلوه دادند، «ابن خلدون» را ايراني كنيم؟ گرچه احتياجي نداريم و به اندازه دهها بار سودجويي فرهنگي، دانشمند بزرگ داريم.
اما آيا بودجه ملي ما اين اجازه را ميدهد كه در فصلي بيارزش، چهار شهر كشور را براي برگزاري چنين رويدادي به خدمت بگيريم كه هيچ ارزش ملي حتي براي خودمان نداشته باشد؟
اگر چنين است و ميتوان به راحتي 18 ميليارد تومان را مثل سعوديها براي پز دادن در عرصه جهاني، خرج آتشبازي بيحساب و كتاب مراسم افتتاحيه نمود، پس در نظر مديران ورزشي كشورمان باشد كه ما در چهار شهر كشورمان، چنين امكانات مهمي نداريم و ميتوان با همين 18 ميليارد ناقابل ـ كه با احتساب سالي 5 درصد رشد جهاني، در سال 2009 به رقمي بيش از 22 ميليارد تومان ميرسد ـ ورزشگاههاي نيمهكاره يادگار امام(ره) در تبريز، نقش جهان در اصفهان و ديگر پروژهاي ملي ورزشي را تكميل كرد و به جاي چنين مسابقههايي، كانديداي برگزاري جامهاي مهم آسيايي و جهاني شد!...
هرچند اسم اين بازيها «همبستگي كشورهاي اسلامي» بود و بيش از دويست ميليون شيعه در كشورهاي اسلامي هم حق اين را دارند كه در شب شام غريبان امام هشتم خودشان، شاهد مراسم رقص شمشير و فوران غيرت عربي سعوديها نباشند. اما جالبتر، حضور نماينده سياسي كشورمان در جده با لباس روحانيت در اين مراسم به اصطلاح افتتاحيه و سعوديزده شده بود كه هيچ انگيزهاي براي ترك چنين مراسمي را ـ كه در قالبهاي داخلي خلاف شرع و شئون اخلاقي است ـ نداشت.
شايد اين تسامح علني به حوزه اعتقاد شيعيان به خاطر اين است كه ما هم بايد 4 سال ديگر در شام غريبان امام رضا(ع) آتشبازي كنيم و براي رضاي خاطر متمولان ورزش غرب آسيا، رقص شمشير در مراسم افتتاحيهمان قرار دهيم و جرأت اين را هم نداشته باشيم كه حتي يك عنصر شيعه را در افتتاحيه و سمبل اين بازيها قرار دهيم. همانطوري كه نتوانستيم از برگزاري بازيهاي پاياني جام باشگاههاي آسيا در روز 11 محرم جلوگيري كنيم! همانطور كه نتوانستيم با شيعهستيزي كنفدارسيونهايي آسيايي مقابله داشته باشيم و به جاي مقاومت هميشه كلمه No Problem ورد زبان مديران ورزشيمان باشد.
چرا ما توانايي دفاع از ارزشهاي ملي و مذهبيمان را در مقابل كساني كه براي فرهنگشان سر جلوي توپ ميگذارند و از نام «همبستگي كشورهاي اسلامي» به نفع فرهنگ وهابيت استفاده ميكنند، نداريم؟... .
متن كامل را در ستون سمت راست بخوانيد.