صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 

عليرضا مباركي فرد

۲۷ فروردين ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۳:۲۰ تعداد بازديد : 5576 كد خبر : ۲۳۳۳۱

مسابقه‌هاي همبستگي كشورهاي اسلامي كه در ماه جاري در كشور عربستان و در شهرهاي مكه، مدينه، طائف و جده در جريان است، يكي از اين بازي‌هايي است كه با استقبال قابل توجهي روبه‌رو نشده است به طوري كه شبكه‌هاي درجه دوم ورزشي منطقه مانند «الجريزه اسپورت» و «دوبي اسپورت» هيچ توجهي به آن نشان نداده و حتي شبكه‌هاي عربي منطقه هم نيم نگاهي به آن نكرده‌اند. به همين خاطر سعودي‌ها مجبور شده‌اند شبكه دوم تلويزيون دولتي خودشان را هم به كمك شبكه سه اين كشور كه اختصاص به ورزش دارد بفرستند تا به اصطلاح اين بازي‌ها از سكه نيفتد. اما چه سود كه اصلا سكه‌اي در كار نيست تا جذابيتي و ارزشي داشته باشد!
اگر از قدرت‌نمايي سعودي‌ها در مورد امكانات ورزشي چهار شهر بزرگشان در برپايي اين مسابقه‌ها و ولخرجي فوق‌العاده آنها در پذيرايي از همراهان غير عادي تيم‌هاي شركت‌كننده بگذريم، بايد به نفع سياسي اين بازي‌ها براي سعودي‌ها اشاره كرد.
در ماه‌هاي اخير، عربستان سعودي در ادامه روند تزلزل امنيت داخلي ـ كه از 5 سال پيش به اين طرف آغاز شده ـ وضعيت خوبي ندارد به خصوص اين‌كه ناامني را با كشتن مخالفان توجيه مي‌كند و اين بار هم به مانند سال 2001، ورزش را حربه‌اي براي فرار از فشارهاي اجتماعي و ديدگاه مظنون جهانيان قرار داد.
عربستان سعودي در سال 2001، با صعود مشكوك خود به جام جهاني و هديه يك ميليون دلاري به تيم ملي بحرين و بعد هم باخت 8 تايي به آلمان، تيم خود را بسيار دموكراتيك جلوه داد كه هم براي پيروزي خرج مي‌كند و هم جنبه باخت سنگين را داشته و قدرت را مي‌پذيرد. شايد در داخل كشور ما عده‌اي به نفرين و ناله دست برداشته و افسوس نبودن ايران را به جاي اين تيم درمانده مقابل آلمان مي‌خوردند ولي سعودي‌ها براي رهايي از زير فشار 11 سپتامبر، بسيار هوشمندانه به دنيا «كد» مي‌دادند. حالا نيز با برگزاري اين بازي‌ها و ولخرجي‌هاي عجيب و غريبي كه مي‌خواهد توان عربستان را در حد يوناني‌ها و برگزاري المپيك آتن جلوه دهد، در پي اين هستند كه پيشرفت جامعه سعودي وهابي را نمايش بگذارند تا موج اعتراض‌هاي جهاني و داخلي، با توجيه منطقي همراه باشد.
موضوع بسيار ساده و حساب شده است؛ شما تا زيرساخت‌هاي مؤثر نداشته باشيد، نمي‌توانيد ميزبان يك رويداد مهم در عرصه ورزش باشيد. اما اين در شرايطي است كه در آشپزخانه بزرگ، آشپز و مواد اوليه لازم و مرغوب وجود داشته باشد. اگر چنين نباشد، رويداد ورزشي يعني هدر رفتن بودجه ملي!
نكته اينجاست كه ورزش عربستان، فقط آشپزخانه بزرگ و مجللي دارد و از داشتن حداقل لازم در علم و نيروي انساني محروم است. ولي خب، همه دنيا كه نمي‌دانند سعودي‌ها جايگاهي به اندازه انگشتان يك دست در ورزش منطقه دارند و اگر فوتبال از آنها گرفته شود، ديگر بايد براي حضورشان در رويدادهاي ورزشي، دست به دامن دلار و يورو بشوند. پس چنين ولخرجي را نشانه پيشرفت شاخص‌هاي اجتماعي و ورزشي اين كشور تلقي مي‌كنند و در اين بين، ايران به عنوان يكي از قدرت‌هاي مؤثر ورزش در غرب آسيا ـ كه مي‌تواند در رشته‌هاي فراگيري به نسبت همسايگانش، حضور قدرتمند داشته باشد ـ به قيمت يك كاروان همراه و توريست مساوي كاروان ورزشكاران، دليلي بر اعتبار اين رويداد بي‌فايده شده است!
بي‌شك ماه آوريل، زمان خوبي براي برگزاري يك رويداد ورزشي نيست و برگزاري اين مسابقه‌ها، نشان از ناآگاهي طراحان ابتدايي آن است كه نه دنياي ورزش را مي‌شناسند، نه فصل رشته‌هاي مختلف را. از سوي ديگر، در اين زمان به دليل برگزاري اوج رقابت‌هاي مختلف در رشته‌هاي پرطرفدار، امكان جذب بهترين تيم‌هاي شركت از هيچ كشوري امكان‌پذير نيست.
اين موضوع، ربطي به رده ورزشي كشورهاي منطقه ندارد. هر كشوري در اين ماه مشغول پايان دادن به رقابت‌هاي ساليانه و فصلي خودش است و بنابراين نمي‌تواند حضور مؤثري در اين چنين رويدادي را داشته باشد.
اما اين بازي‌ها مي‌تواند در بردارنده چه پيامي باشد؟
وقتي 21 ميليون دلار (18 ميليارد تومان) بابت مراسم سعوديزه شده افتتاحيه اين مسابقه‌ها ـ كه هيچ نشاني از اسلامي بودن و فراگير بودن اسلام ندارد ـ هزينه مي‌شود، نشانگر چه هدف غيرورزشي است؟ وقتي تيمي مثل تاجيكستان، از ايران 9 گل مي‌خورد يا الجزاير (يكي از تيم‌هاي قوي شمال آفريقا) به تيم ملي ضعيف و دوم عربستان مي‌بازد، چه نتيجه‌اي مي‌توان از كيفيت اين بازي‌ها گرفت؟ وقتي بازي‌هاي تيم ملي فوتبال «ب» ايران حتي از شبكه سه تلويزيون ايران هم پخش زنده نمي‌شود و كارشناسان و مردم، از اين تيم با عنوان تيم طرح كاد ليگ برتر نام مي‌برند، آيا جايي براي برگزاري اين بازي‌ها در سال 2009 در ايران وجود دارد؟!

آيا ما هم در اين بازي‌ها مي‌توانيم به فراخور پررويي و بي‌توجهي آشكار فرهنگي و اجتماعي، دانشمندان سعودي را به نفع خودمان كرده و مانند سعودي‌ها كه «ابوريحان بيروني» را عرب جلوه دادند، «ابن خلدون» را ايراني كنيم؟ گرچه احتياجي نداريم و به اندازه ده‌ها بار سودجويي فرهنگي، دانشمند بزرگ داريم.
اما آيا بودجه ملي ما اين اجازه را مي‌دهد كه در فصلي بي‌ارزش، چهار شهر كشور را براي برگزاري چنين رويدادي به خدمت بگيريم كه هيچ ارزش ملي حتي براي خودمان نداشته باشد؟
اگر چنين است و مي‌توان به راحتي 18 ميليارد تومان را مثل سعودي‌ها براي پز دادن در عرصه جهاني، خرج آتش‌بازي بي‌حساب و كتاب مراسم افتتاحيه نمود، پس در نظر مديران ورزشي كشورمان باشد كه ما در چهار شهر كشورمان، چنين امكانات مهمي نداريم و مي‌توان با همين 18 ميليارد ناقابل ـ كه با احتساب سالي 5 درصد رشد جهاني، در سال 2009 به رقمي بيش از 22 ميليارد تومان مي‌رسد ـ ورزشگاه‌هاي نيمه‌كاره يادگار امام(ره) در تبريز، نقش جهان در اصفهان و ديگر پروژهاي ملي ورزشي را تكميل كرد و به جاي چنين مسابقه‌هايي، كانديداي برگزاري جام‌هاي مهم آسيايي و جهاني شد!
هرچند اسم اين بازي‌ها «همبستگي كشورهاي اسلامي» بود و بيش از دويست ميليون شيعه در كشورهاي اسلامي هم حق اين را دارند كه در شب شام غريبان امام هشتم خودشان، شاهد مراسم رقص شمشير و فوران غيرت عربي سعودي‌ها نباشند. اما جالبتر، حضور نماينده سياسي كشورمان در جده با لباس روحانيت در اين مراسم به اصطلاح افتتاحيه و سعودي‌زده شده بود كه هيچ انگيزه‌اي براي ترك چنين مراسمي را ـ كه در قالب‌هاي داخلي خلاف شرع و شئون اخلاقي است ـ نداشت.
شايد اين تسامح علني به حوزه اعتقاد شيعيان به خاطر اين است كه ما هم بايد 4 سال ديگر در شام غريبان امام رضا(ع) آتش‌بازي كنيم و براي رضاي خاطر متمولان ورزش غرب آسيا، رقص شمشير در مراسم افتتاحيه‌مان قرار دهيم و جرأت اين را هم نداشته باشيم كه حتي يك عنصر شيعه را در افتتاحيه و سمبل اين بازي‌ها قرار دهيم. همانطوري كه نتوانستيم از برگزاري بازي‌هاي پاياني جام باشگاه‌هاي آسيا در روز 11 محرم جلوگيري كنيم! همانطور كه نتوانستيم با شيعه‌ستيزي كنفدارسيون‌هاي آسيايي مقابله داشته باشيم و به جاي مقاومت هميشه كلمه No Problem ورد زبان مديران ورزشي‌مان باشد.
چرا ما توانايي دفاع از ارزش‌هاي ملي و مذهبي‌مان را در مقابل كساني كه براي فرهنگشان سر جلوي توپ مي‌گذارند و از نام «همبستگي كشورهاي اسلامي» به نفع فرهنگ وهابيت استفاده مي‌كنند، نداريم؟ آيا نبايد به برگزاري اين بازي‌ها با شيوه حال حاضر و پافشاري بر اصول يك رويداد غير استاندارد، به ديده شك نگاه كرد؟
البته آشكار است كه ميزباني 2009 ايران، نتيجه كار كساني است كه افقي براي باقي ماندن تا چهار سال آينده را در رأس هرم ورزش كشور ندارند و خب، كاري هم به آينده اين بازي‌ها براي ورزش كشورمان ندارند و در نتيجه بايد باز هم ماند و ديد كه چگونه اين بازي‌ها نيز به مانند ديگر رقابت‌هايي كه قرار بود در سراسر كشورهاي اسلامي بگردد، در تهران لنگر انداخته و دوره به دوره برگزار شود و خوره‌اي براي بودجه اندك ورزش ايران باشد!






نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :