استاد مطهري در گرماگرم انتشار پيش نويس قانون اساسي که توسط دكتر حبيبي و بنيصدر تهيه شده بود، از انجمن خواست تا آنان پيش نويسي براي خود تدوين و منتشر سازند، انجمن حجتيه نيز به عنوان اولين گروه، از سپردن حاكميت به ولايت فقيه سخن گفته و از آن دفاع كردند.
از ابتداي انقلاب، حرکت غلطي آغاز شد و آن تفاوت ننهادن ميان گروههاي معاند با جمهوري اسلامي با گروههايي بود که مي شد با اصلاحاتي از ظرفيتهاي آنان براي انقلاب اسلامي بهره برد و به علاوه از تلفات و ريزشهاي نهضت کاست. يکي از اين گروهها که همچون دشمن خوني با آنان رفتار شد، انجمن حجتيه بود.
هيچ کس ترديد ندارد که اين گروه براي مبارزه با بهائيت حاضر شده بود تا دست از مبارزه با رژيم پهلوي بکشد و حتي عناصري را که معتقد به مبارزه بودند، از مجموعه خود کنار بگذارد.
انقلابيون که تاريخ حقانيت آنان را نشان داد، اين نگرش را نمي پسنديدند و کساني با نوشتن گزارشهايي براي امام که در نجف بودند، اين اختلاف نظر را گزارش کردند و به مرور درهاي ميان خود و انجمن ايجاد کردند....
به تدريج که مسائل بعد از انقلاب پيش آمد، کساني انجمن حجتيه را يکي از خطرهاي مهم براي نظام دانستند و در اين باره، به تبليغات خود بر ضد آن ادامه و ادامه دادند و بر طبل دشمني به شدت نواختند.
اين که اختلاف نظر وجود داشت، بديهي بود؛ اما وقتي بازار مخالفتها داغ شد، آن قدر در اين زمينه بافته و بافته شد که به مرور تصور بر آن شد که انجمن حجتيه دشمن خونين انقلاب اسلامي است و افراد وابسته به آن، همه منحرف هستند....
اما ببينيم افراد معتدل كه تلاش کردند تا انجمن را در کنار انقلاب نگاه دارند، چگونه برخورد کردند.
استاد مطهري به روايت مرحوم سيدمنيرالدين حسيني که خود نماينده خبرگان قانون اساسي بود، در گرماگرم انتشار پيش نويس قانون اساسي که توسط دكتر حبيبي و بنيصدر تهيه شده بود، از انجمن خواست تا آنان نيز پيش نويسي براي خود تدوين و منتشر سازند و اصلاحات خود را بيان کنند. مرحوم سيدمنيرالدين حسيني پس از شرحي از انتشار پيش نويس قانون اساسي و تلاشي که خودش براي نقد آن داشت، مينويسد:
انجمن حجتيه نيز به پيشنهاد مرحوم شهيد مطهري شروع به نگارش پيشنويسي براي قانون اساسي نمودند (خاطرات مرحوم سيد منيرالدين حسيني، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص 248).
بدين ترتيب، انجمن به پيشنهاد مرحوم مطهري که سابقه همکاري هم با انجمن داشت و برخي از نوشتههايش، سخنرانيهاي وي در برخي جلسات انجمن بود، شروع به نگارش يک پيشنويس براي قانون اساسي کردند و در اين پيشنويس به عنوان اولين گروه، از سپردن حاكميت به ولايت فقيه سخن گفته و از آن دفاع كردند....
در آن زمان، البته کتاب ولايت فقيه امام خميني و چندين کتاب ديگر در اين زمينه انتشار يافته بود، اما در پيش نويس قانون اساسي هيچ صحبتي از ولايت فقيه نبود. طرح ولايت فقيه، بعدها در جريان تشکيل مجلس خبرگان مطرح شد که شرح آن را آيتالله منتظري در کتاب خاطراتش آورده و ديگران هم نوشته اند. در آنجا بود که آقايان منتظري و بهشتي و فارسي و ديگران روي ولايت فقيه ايستادند و آن اصل مهم و اساسي که مهم ترين مميزه نظام اسلامي ماست را تصويب کردند.
اين زمان که هنوز خبرگان تشکيل نشده بود، انجمن يک کتابچه 36 صفحهاي منتشر کرده و ديدگاههاي خود را در باره پيش نويس قانون اساسي مطرح کرد. اين جزوه «پيشنهاد مقدمه و متن اصلاحي نسبت به پيشنويس قانون اساسي» نام گرفت....
متن كامل را در ستون «يادداشت» بخوانيد.