صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 

تاج‌الدين محرابي

۱۸ بهمن ۱۳۸۳ - بعد از ظهر ۱۴:۳۸ تعداد بازديد : 12083 كد خبر : ۲۱۳۳۸

tajoddinmehrabi@yahoo.com
ابتدا به عنوان توضيح يادآور مي‌شود كه اين يادداشت درصدد تنزيه انجمن حجتيه و چشم فرو بستن بر مشكلات و موضع‌گيري‌هاي غلط اين گروه نيست، بلكه در پي آن است تا با ديدن تمام واقعيت‌ها و احاطه بر جميع وقايع تاريخي، نوع رويكرد به گروه‌ها و جريانات در دوران انقلاب را به نقد بكشد.
از ابتداي انقلاب، حرکت غلطي آغاز شد و آن تفاوت ننهادن ميان گروه‌هاي معاند با جمهوري اسلامي با گروه‌هايي بود که مي شد با اصلاحاتي از ظرفيت‌هاي آنان براي انقلاب اسلامي بهره برد و به علاوه از تلفات و ريزش‌هاي نهضت کاست. يکي از اين گروه‌ها که همچون دشمن خوني با آنان رفتار شد، انجمن حجتيه بود.
هيچ کس ترديد ندارد که اين گروه براي مبارزه با بهائيت حاضر شده بود تا دست از مبارزه با رژيم پهلوي بکشد و حتي عناصري را که معتقد به مبارزه بودند، از مجموعه خود کنار بگذارد.
انقلابيون که تاريخ حقانيت آنان را نشان داد، اين نگرش را نمي پسنديدند و کساني با نوشتن گزارش‌هايي براي امام که در نجف بودند، اين اختلاف نظر را گزارش کردند و به مرور دره‌اي ميان خود و انجمن ايجاد کردند. يکي از اين افراد، آيت‌الله گرامي بود که خود بعد از انقلاب با امام مساله پيدا کرد و از مجموعه انقلابيون کنار گذاشته شد يا کنار رفت؛ شرح نامه ايشان در کتاب عماد الدين باقي آمده است.
به تدريج که مسائل بعد از انقلاب پيش آمد، کساني انجمن حجتيه را يکي از خطرهاي مهم براي نظام دانستند و در اين باره، به تبليغات خود بر ضد آن ادامه و ادامه دادند و بر طبل دشمني به شدت نواختند.
اين که اختلاف نظر وجود داشت، بديهي بود؛ اما وقتي بازار مخالفت‌ها داغ شد، آن قدر در اين زمينه بافته و بافته شد که به مرور تصور بر آن شد که انجمن حجتيه دشمن خونين انقلاب اسلامي است و افراد وابسته به آن، همه منحرف هستند.
فريادهايي هم که به دفاع از آنان برمي‌خاست و يکي از آنها از آن آيت‌الله خزعلي بود، اصلا مورد توجه کسي قرار نگرفت.
خط افراطي‌ها که نمونه بارزش آقاي عماد الدين باقي بود و آن زمان با گروه سيد مهدي‌هاشمي و ديگران عليه انجمن و بسياري از جريان‌هاي ديگر همکاري مي کرد، در کتاب «حزب قاعدين» متبلور شد و طي چند ماه، ده هزار نسخه از آن انتشار يافت و انجمن را خانه نشين کرد.
حالا هم که آقاي باقي از آن ميسر بازگشته، باز هم در چاه ويل ديگري افتاده و تصور کرده است که آقاي حلبي و دوستانش به ولايت فقيه اعتقاد نداشته اند و آنچه در اين باره گفته‌اند، مقصودشان چيز ديگري غير از ولايت فقيهي بوده که ايشان آن زمان اعتقاد داشته است.
و اين چنين گروهي که ممکن بود و خودش هم با برخوردهايش نشان داده بود که مي توان از ظرفيت آن براي نظام استفاده کرد، طرد شد و نه تنها طرد که ده‌ها اتهام غيرواقعي عليه آن طرح گرديد، در حالي که اعضاي آن در هيچ دادگاهي قادر به دفاع از خود نبودند.
اين ذهنيت هنوز هم وجود دارد و البته نبايد انتظار داشت که ديگران همچنان عجز و لابه کنند و کرنش کنند و اصرار ورزند تا آن را در اين مجموعه نگاه دارند. اما ببينيم افراد معتدل كه تلاش کردند تا انجمن را در کنار انقلاب نگاه دارند، چگونه برخورد کردند.
استاد مطهري به روايت مرحوم سيدمنيرالدين حسيني که خود نماينده خبرگان قانون اساسي بود، در گرماگرم انتشار پيش نويس قانون اساسي که توسط دكتر حبيبي و بني‌صدر تهيه شده بود، از انجمن خواست تا آنان نيز پيش نويسي براي خود تدوين و منتشر سازند و اصلاحات خود را بيان کنند. مرحوم سيدمنير‌الدين حسيني پس از شرحي از انتشار پيش نويس قانون اساسي و تلاشي که خودش براي نقد آن داشت، مي‌نويسد:
انجمن حجتيه نيز به پيشنهاد مرحوم شهيد مطهري شروع به نگارش پيش نويسي براي قانون اساسي نمودند (خاطرات مرحوم سيد منيرالدين حسيني، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص 248).
بدين ترتيب، انجمن به پيشنهاد مرحوم مطهري که سابقه همکاري هم با انجمن داشت و برخي از نوشته‌هايش، سخنراني‌هاي وي در برخي جلسات انجمن بود ، شروع به نگارش يک پيش نويس براي قانون اساسي کردند.
در آن زمان، البته کتاب ولايت فقيه امام خميني و چندين کتاب ديگر در اين زمينه انتشار يافته بود، اما در پيش نويس قانون اساسي هيچ صحبتي از ولايت فقيه نبود. طرح ولايت فقيه، بعدها در جريان تشکيل مجلس خبرگان مطرح شد که شرح آن را آيت‌الله منتظري در کتاب خاطراتش آورده و ديگران هم نوشته اند. در آنجا بود که آقايان منتظري و بهشتي و فارسي و ديگران روي ولايت فقيه ايستادند و آن اصل مهم و اساسي که مهم ترين مميزه نظام اسلامي ماست را تصويب کردند.
اين زمان که هنوز خبرگان تشکيل نشده بود، انجمن يک کتابچه 36 صفحه اي منتشر کرده و ديدگاه‌هاي خود را در باره پيش نويس قانون اساسي مطرح کرد. اين جزوه «پيشنهاد مقدمه و متن اصلاحي نسبت به پيش نويس قانون اساسي» نام گرفت.
در اين جزوه پس از يک مقدمه در ستايش انقلاب اسلامي، ياد از شهيدان و تاييد نهضت به عنوان واسطه‌اي ميان حکومت امام علي(ع) با حکومت حضرت مهدي(عج)، اصلاحات مورد نظر آمده است. در اوراق اين جزوه، دو ستون کشيده شده و در ستون نخست، بندهاي پيش نويس قانون اساسي و در مقابل آن نظرات اصلاحي انجمن آمده است.
در اينجا آنچه مورد نظر ماست، مربوط به اصل سوم از پيش نويس قانون اساسي و ديدگاه اصلاحي انجمن در آن باره است. ابتدا اصل سوم پيش نويس و بعد هم اصلاحيه
اصل 3: آراء عمومي مبناي حکومت است و بر طبق دستور قرآن که «و شاورهم في الامر» و «و امرهم شوري بينهم» امور کشور بايد از طريق شوراهاي منتخب مردم و در حدود صلاحيت آنان و به ترتيبي که در اين قانون و قوانيني ناشي از آن مشخص مي‌شود، حل و فصل گردد.
اصلاحيه:
اصل سوم: ولايت الهيه فقيه، به نيابت امام عصر(عج)، مبناي حکومت است و تحت اين ولايت به پيروي از اصول قرآني «و شاورهم في الامر» و «و امرهم شوري بينهم» امور عمومي کشور بايد در شوراها و در محدوده شرع و قوانين اسلامي و به وسيله خود مردم و در حدود صلاحيت قانوني آنان حل و فصل شود. براي اجرا و گسترش اين اصول، قانون کيفيت تشکيل شوراهاي مسئول را در زمينه امور اداري و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي پيش‌بيني خواهد کرد.

البته طبيعي است كه ارائه اين اصلاحيه در آن مقطع تاريخي ، اگرچه يك واقعيت مهم تاريخي است، اما به هيچ روي به اين معنا نيست كه اين گروه در سالهاي بعد و پس از شكل گيري حكومت ولايت فقيه و رهبري امام خميني ،از نظر عملي هم به اين جايگاه پايبند ماندند و اتفاقا موضعگيريهايي كه امام خميني با استفاده از تعبير "ولايتي ها" در خصوص اين گروه انجام دادند،خلاف اين مطلب را نشان مي دهد.
آقاي باقي به رغم اينکه آن زمان اين مطالب را ديده بود، اما چشم خود را به روي واقعيات بست. تنها توجيه اش در آن کتاب اين است که اينها براي همه مجتهدين ادعاي ولايت مي کنند و اين با ولايت فقيه فرق دارد (حزب قاعدين؛ ص 108 ـ 119). در حالي که جمله مهم «ولايت الهيه فقيه به نيابت امام عصر عليه‌السلام، مبناي حکومت است» جاي هيچ ترديدي را در اعتقاد انجمن به اصل ولايت فقيه باقي نمي گذارد.
بايد به ايشان گفت، نه آن روز حرکت شما روي ميزان بود و نه امروز فهمتان از آن اصل درست است. روزگاري از شدت علاقه به اصل ولايت فقيه، چشمتان را بسته بوديد و روزي به خاطر مخالفت با آن و با تصور اينکه مرحوم آقاي حلبي به آن باور نداشته، از آنان عذرخواهي کرديد.
اما براي انقلابيون : هنر اين نيست که ما با برخوردهايمان همه را از خود برانيم . هنر آن است که بتوانيم تا سر حد امکان ـ منهاي گروه‌هايي که خود را يکجا به ارزش‌هاي ضداسلامي و واپسگرايانه فروخته‌اند ـ کساني را كه در دايره خودمان هستند، به آرامي در خود بپذيريم و هضم کنيم و با حفظ اعتماد مردمي، در برابر دشمنان بيروني بايستيم.




  •   رحماني - قم
    از آنجا من كه حدود 10سال است فعاليتهاي تبليغي راجع به امام زمان و صرفا به خاطر رضايت آن حضرت را شروع كردم مورد تهمت " انجمن حجتيه اي بودن" قرار گرفتم لذا چند سال قبل به مطالعه كتاب "حزب قاعدين" و سخنراني هاي جناب آقاي حلبي رحمة الله عليه پرداختم و اين نتايج را(فارق از مسائل سياسي و شايعات) به دست آوردم :

    1- كتاب "حزب قاعدين" داراي قلمي است كه از متن آن بوي نفرت و تهمت و سعي در پايمال كردن انجمن حجتيه ولو به قيمت بيان " گمانها" به جاي "حقايق" مشام را آزار مي دهد. اين جمله را در متن مقاله راجع به ايشان بسيار پسنديدم :« بايد به ايشان گفت، نه آن روز حرکت شما روي ميزان بود و نه امروز فهمتان از آن اصل درست است. روزگاري از شدت ..............»
    2- چهره هاي مذهبي زيادي به دروغ و بدون هيچ ارتباطي با انجمن حجتيه با تير مسموم انجمني بودن دچار محدوديت در تبليغ نام امام زمان و سعي در تعجيل فرج امام زمان عليه السلام شدند (مانند صاحب كتاب ملاقات با امام زمان)كه افرادي همچون مولف بايد پاسخگوي تاخير به وجود آمده در ظهورامام زمان باشند.
    3- حضرت امام راحل (قد) فردي معصوم از خطا نبود كه استناد به فرمايش ايشان سند مجرم بودن انجمن را تا ابد ثابت كند و به علاوه فرمايشات زيادي از ايشان راجع به بسيج همه دستگاههاي مملكت براي تبليغ نام حضرت وليعصر ارواحنا فداه زمين مانده و به افرادي همچون آقاي باقي سفارش ميكنم روي اين سخنان ايشان (كه خود در قالب يك كتاب به نام "كشور صاحب الزمان" به چاپ رسيده)تمركز و تحقيق كنند .
    4- شايعه معروف « اعتقاد به كمك در پر شدن دنيا از ظلم و جور» توسط انجمن هيچ پايه و اساسي ندارد و هيچگاه مدرك معتبري در اين مورد نيافتم.
    5- در سخنان مرحوم حلبي تنها بوي عشق سرشار به امام زمان ارواحنا فداه را يافتم.

  •   به نام خدا
    "...مي شد با اصلاحاتي از ظرفيت‌هاي آنان براي انقلاب اسلامي بهره برد و به علاوه از تلفات و ريزش‌هاي نهضت کاست..."
    به نظر مي رسد عبارت فوق كه قسمتي از متن نگارنده است به اندازه كافي گوياي خيرخواهي و مصلحت انديشي او در راستاي بهره گيري از تمام قواي بالقوه و بالفعل موجود در ميان هر ايراني براي پيش برد انقلاب ايراني باشد.
    ظاهرا اين امر بديهي به نظر مي رسد كه رهبر يك جامعه خواه اسلامي و يا غير اسلامي قادر به احاطه كامل بر تمام جوانب و ابعاد زمامداري نمي باشد و اساسا فلسفه حضور مشاورين و معاونين يك مدير ( در هر مجموعه اي ) چيزي غير از اين نيست. امام خميني نيز از اين قائده مستثني نبوده اند فلذا نمي توان از نقش اطرافيان ايشان در منعكس كردن واقعيات موجود به محضر ايشان صرفنظر كرد بنا براين منصفانه نيست اگر اين قسمت از متن نگارنده را كه مي نويسد :
    "...کساني با نوشتن گزارش‌هايي براي امام که در نجف بودند، اين اختلاف نظر را گزارش کردند و به مرور دره‌اي ميان خود و انجمن ايجاد کردند..."
    غرض ورزانه و يا جانبدارانه بينگاريم.
    به جهت پرهيز از اطاله كلامم فقط اين را هم بگويم كه هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه جامع صفات متعالي و فضائل است بنا براين وظيفه يك مدير موفق شناخت و تشخيص استعدادها و توانائي هاي افراد و مهمتر از آن ايجاد زمينه براي شكوفائي آنها است پس بياييم در چنين مقاطع حساسي كه بيش از هر زمان ديگر نياز به همدلي و اتحاد داريم به نيمه پر ليوانها توجه كنيم و از پرداختن به آنچه كه به حق عامل افتراق و جدايي ناميده شده بپرهيزيم تا اگر قرار نيست تمام اهداف يك حزب يا گروه محقق شود لا اقل همه اين فرق و دسته جات به هدف مشترك خود كه همانا حفظ و صيانت هويت ديني و عزت اسلامي است نائل شوند.


  •   دوستان باز تابي لطفا ُ اظهار نظرات را سانسور نفرماييد . اگر گاف داده ايد تحمل داشته باشيد كه نقد شويد.
    بسمه تعالي
    سخن از انجمن حجتيه واينكه آنها پيشقراول حضور ولايت فقيه در قانون اساسي بوده اند خيلي خنده دار ومضحك است !؟
    واين خبر با مباني عقيدتي ورفتاري اين انجمن كاملا ً در تضاد مي باشد زيرا انجمن حجتيه قايل به رهبري وزمامداري هيچ شخصي جز امام زمان نمي باشد و هرگونه حركت واقدام اصلاحي را مغاير اصول خود مي دانند و بدين خاطر درزمان شاه دست از مبارزه با رژيم برداشتند تا بقول خودشان جامعه به فساد كشيده شده وبي عدالتي به اوج خود برسد و شرايط براي ظهورآقا امام زمان ( عج ) فرا برسد و بدين لحاظ قبول نظام جمهوري اسلامي و علي الخصوص پيشنهاد طرح جايگاه ولايت فقيه بسيار مضحكانه وابلهانه مي باشد و لازم است دوستان باز تابي در درج اينگونه مطالب دقت بيشتري مبذول دارند.
    عظيم زاده

  •   تا انجايي كه من اطلاع دارم انجمني ها با ولايت فقيه موافق مي باشند ولي در حدود اختيارات فقيه در زمان غيبت امام معصوم (ع) نظر متفاوتي دارند.
    ضمنا : به نظر من فقيه مي تواند به وكالت از جانب مردم حاكم جامعه شود. نه به نيابت از جانب امام زمان (ع). چنين موردي هم با اسلاميت سازگار مي باشد و هم با جمهوريت.
    يا علي مدد.

  •   باسلام
    این اولین باری است که دررسانه ای عمومی (بازتاب )مطلبی ظاهرابی طرفانه درمورد انجمن میخوانم ولی چون تاکنون دفاعیه ای از
    ناحیه انجمن حجتیه منتشر نشده نمی توان نگاه واقع بینانه ای به قضیه داشت اگریکی از
    افراد انجمن دیدگاههای این انجمن راارسال کند
    ودراین سایت و یاهررسانه عمومی دیگری منتشرشود آن وقت میشود به آیه (الذین یستمعون القول ویتبعون احسنه )عمل کرد
    مطالبی که به امام (ره)نسبت داده میشود
    با مواضعی که آیه الله خزعلی و نیز آیه الله
    خوانساری که نماینده تام الا ختیار امام در
    اراک بودند وازاین انجمن صریحا درخطبه های
    نماز جمعه دفاع می نمودند سازگاری ندارد

  •   مشخص است که نویسنده مطلب فوق یا با انجمنی ها حشر و نشر ندارد یا به عمد سعی کرده بعضی از مواضع علنی آنها را بپوشاند.
    اگر سری به محافل خصوصی انجمنی ها بزنید ( که اینجانب انجام داده ام) و اگر با هواداران آن به صحبت بنشینید (که بنده بکرات صحبت کرده ام) خواهید شنید که انجمنی ها علناً مدعی هستند:
    1- تشکیل حکومت اسلامی اگر غیر از امام معصوم توسط هر فرد دیگری انجام شود (مانند آنچه در کشور ما و توسط امام انجام شد) خیانت به اسلام است.
    2- مدعیند امام انقلاب را بر اساس خصومت شخصی با شاه آغاز کرد و هیچگونه قصد مذهبی و ملی در کار نبوده است.
    در کل بحث برخورد مطابق واقع (و نه بیش از آنچه باید) بحثی کاملا منطقی است اما نویسنده برای اثبات مدعای خود روی واقعیاتی سرپوش گذاشته است که اثبات مدعایش را منتفی خواهد کرد.
    3-

  •   بنام خاي مهربان وعزيز
    انجمن از بعد مذهبي خوب كار ميكرد ولي مشكل يكسويه بودن ان ميباشد كه فقط افراد با استعداد و فعال را پيدا ميكردنند و آنهارا در جهت مبارزه با بهاييت بكار ميكرفتنند وغافل از ساير مسايل اسلامي بودنند سياست اسلامي حكومت اسلامي عدالت اجتمايي اگر چه متاسفانه در جمهوري اسلامي هم انجام نشد و فقرو فلاكت و بيجارگي فسادو اختلاس ودزدي چپاول اموال بيتلمال ومردم واستفادههاي شخصي از انفال ووووتوسط بعضي از سران وآقا زادههايشان انجام گرفت ولي بچه هاي انجمن بعد از انقلاب بريدندد وهر كدام بدامن گروهي و باندي افتادنند وآقاي باقي هم كه نكاتي را گفتهاند بر اساس حركتهاي غلط انجمن بوده است شخصا افرادي از انجمن را ميشناسم كه بانيروهاي ساواك ارتباط داشته اند وانجمن اگر نيروهايش خلاف مشي آنها حركت ميكردنند آنهارا به ساواكي بودن يا بهايي بودن متهم ميكردنندو آنهارا ولو اينكه افراد انقلابي و در خط امام بودنشان طرد ميكردنندوبيشترشان پيروي از آقاي شريعتمداري و يا آقاي خويي مينمودنند خداوند همه را هدايت فرمايند السلام وعلينا و علي عبادالله الصالحين

  •   براي آنكه عامل اصلي دشمن سازيهاي اوايل انقلاب را بشناسيم به كتاب كجراهه احسان طبري مراجعه فرماييد. او اعلام مي دارد يكي از كارهايي كه براي منحرف كردن اذهان انجام داده اند بزرگ كردن انجمن حجتيه بود . در همان زمان شايد صدها نفر بجرم انجمني بودن در گزينشها رد شدند در حاليكه حزب توده توانسته بود تا فرماندهي نيروي دريايي نيروهاي خود را نفوذ دهد.
    هادي

  •   با سلام
    نگارنده با يك جمله كوتاه در صدر مطلب دال بر قبول بعضي از موضع گيريهاي غلط انجمن دهها جمله در دفاع بيان نموده و تلويحا موضع گيري حضرت امام را از گزارشهاي غلط ارسالي ميداند .هنوز طنين صداي امام در گوش ما هست كه در بعضي از مناسبتها به اين انجمن منحرف حمله مي كردند .دفاع ويا انتقاد اشخاصي كه در متن فرموديد تائيدي بر اين انجمن منحرف نميباشد.انحراف از مسير انقلاب محكوم است چه از ناحيه اقاي باقي و يا انجمن حجتيه .

  •   جناب اقاي محرابي

    اولاجنابعالي ازمسيله مهم مخالفت انجمن با فعاليت سياسي اعضاي خودبه سادگي عبور كرده ايد وپيامدهاي منفي آن راناديده گرفته ايدكافي است به يادداشته باشيم كه انجمن بهترين ومتعهدترين جوانان رابه فعاليت هاي خودجذب ميكردودرحالي كه آنان رابامبارزه يك بعدي بابهاييان سرگرم مي كردفصل مهمي ازتاريخ خونبار انقلاب رقم مي خورد بي آنكه اين جوانان درآن نقشي داشته باشند.درواقع انجمن باخارج كردن اين گروه تاثيرگزارازصحنه مبارزه بارژيم دست نشانده شاه به آن خدمت مي كرد وبيهوده نبود كه درآن جوخفقان اور كه رژيم حتي تجمعات بي خطر رابرنمي تابيد دست انجمن را براي تشكيل جلسات هفتگي چند ده نفره يا چند صدنفره كاملابازگذاشته بودومن خودازآقاي شيخ محمودحلبي شنيدم كه مي گفتند من هروقت بخواهم ميتوانم شاه راملاقات كنم.(نقل به مضمون ) وهنگامي كه دركميته مشترك ساواك -شهرباني به علت فعاليت سياسي تحت بازجويي قرار داشتم بازجويان ساواك ميگفتنداينها نمي گذارند انجمن كار خودرا انجام دهد.
    ثانياجنابعالي وديگر هم وطنان رادعوت وتوصيه مي كنم به اينكه اظهار نظرهاي امام راحل درمورد خط مشي وديدگاه هاي اعتقادي وسياسي انجمن را يك بار ديگر بدون ذهنيت طرفدارانه يا مخافت جويانه و بادقت مطالعه فرماييد.
    ثالثا درگيرودار كشاكش هاي سياسي بر سر استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي كه با پافشاري دولت امريكا بر محروم ساختن ملت ايران از اين حق خللل ناپذير مي رود تا به يك بحران مختلف الابعاد تبديل شود ودر شرايطي كه همه حساسيت ها بايد درجهت دفاع ازتماميت ارضي ايران اسلامي جلب وجهت دهي شود وبه منظور نشان دادن انسجام ووحدت ملي ذهن ها وتلاشها بر برگذاري انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري متمركز گردد چه جاي مطرح كردن اين موضوع انحرافي است؟ جالب توجه اينكه قبل از اين نيز به فاصله تقريبا يك ماه شاهد تحرك ومظلوم نمايي طرف مقابل يعني بهاييان بوديم ومعلوم نيست در روزهاي اينده شاهد طرح چه موضوع انحرافي ديگري خواهيم بود .خدا كند محل طرح آن " بازتاب " نباشد.والسلام




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :