تا اينجا حتي يک زن در هيچ کجا نديديم. در ماشينها هم تعداد آنان کم است و در ادارات به هيچ روي در هيچ سطحي زن ديده نمي شود. در هتل چند زن خارجي ديديم که بي حجاب بودند، اما همه آنها لباس ماکسي پوشيدهاند. اين حجاب براي خارجيها پذيرفته شده است.
صبح روز جمعه، 11 دي ماه 1383 به قصد پرواز به سوي رياض عازم فرودگاه مهرآباد شدم. هدف از اين سفر، شرکت در هفته فرهنگي ايران است که از روز شنبه تا جمعه آينده برقرار خواهد بود. دو شب پيش، دو عمليات انتحاري در رياض صورت گرفت که طبعا نگرانيهايي را پديد آورده است؛ يکي جلوي ساختمان وزارت کشور و ديگري نيز جلو محل نيروهاي ويژه سعودي.
مسئولان سعودي، اعلام کردهاند که هر دو عمليات، پيش از رسيدن ماشينها به محل سرکوب شده و به علاوه در حمله به خانهاي هم که از آن تروريستها بوده، هفت نفر کشته شدهاند.
سعوديها که دو سال پيش (1381)، هفته فرهنگي خود را در ايران در ميدان آزادي برگزار کردند، هم اکنون بايد در پاسخ آن ميزبان ايرانيها باشند. در اين سفر، حدود 45 نفر شرکت دارند....
ساعت 5/11 بود که من براي استراحت به اتاق آمدم. تلويزيون سعودي را روشن کردم؛ مصاحبه با يکي از علما بود که به تفصيل درباره موقعيت سلطان در انديشه مسلمانان سخن ميگفت و تلاش ميکرد تا لزوم اطاعت کامل از سلطان را با استناد به اخبار و آثار اثبات کند. او از حکومت سعودي به عنوان «حافظ تفکر سلفي» ستايش و از بني عباس که برخي طرفدار معتزله و برخي طرفدار اشاعره بودند، بدگويي ميکرد. به نظر او اين تنها دولت سعودي بود که در اين سال ها از انديشه خالص سلفي حمايت کرده است. روشن بود که اين مطالب براي مقابله با تفکر القاعده و متشددين ابراز شده و تلاش ميشود تا آنان را قانع کنند تا مصلحت دولت سعودي را در نظر گرفته و از آن قبيل رفتارها دست بردارند. همين شخص در ادامه صحبتشع افراطيها را به خوارج تشبيه کرد و گفت، اينها از خوارج هم بدترند، زيرا خوارج اهل ذمه را نميکشتند، اما اينان حتي اهل ذمه؛ يعني همين خارجيها را هم ميکشند. وي مقصود از اولي الامر را علما و امرا دانست و لزوم پيروي از آنان را به آيه مربوطه، مستند کرد. اين عالم که نامش دکتر سلطان العيد بود، از لزوم پرهيز از سوء ظن به علما سخن گفته و باز هم تاکيد بر اطاعت از سلطان ميکرد.
شب اول را بحمدالله با آرامش خوابيديم. در اتاق ما همه امکانات يک زندگي هست؛ تلويزيون و اسباب چايي و غيره. صبح ساعت 5/7 براي صبحانه پايين رفتم. تا به آن لحظه لباس روحاني داشتم، اما احساس کردم که در اين شرايط امنيتي، اوضاع دشوار خواهد بود. تصميم گرفتم براي جلسات رسمي از لباس استفاده کنم، اما در گردشهاي عمومي و بازديدها با همان لباس شخصي باشم...
سعوديها سخت در پي کشف هويت تاريخي براي خود هستند و براي اين کار در سالهاي اخير، دست به کار شده به کاوشهاي باستان شناسي روي آوردهاند. تعداد فراواني مجله تاريخي و کتاب در اين زمينه دارند و تلاش ميکنند تا سوابق تاريخي خود را ثبت کنند.
شمار اشياي باستاني در موزه فراوان نبود، اما کمبود آن را با چينش زيبا و نقشهها و تصاوير جبران کرده بودند. در بخش ممالک قديمه، اشياي بسياري از منطقه شرقيه آورده بودند که يکي از کهن ترين مناطق مسکوني جزيره العرب در عهد باستان است.
بعد از آن، همه ما را به يک سالن برده و فيلمي نشان ما دادند که سرگذشت جزيره العرب بود و به ملک عبدالعزيز ختم شد؛ داستان پادشاهي او به صورت يک فيلم تاريخي همراه با صحنههاي مستند در آن تنظيم شده بود. فتوحات وي از زمان بازگشت از تبعيد و تصرف رياض آغاز ميشد. پس از آن «الحفوف» را تصرف کرد که با کمک سران عشاير و پس از خيانت آنها به دولت عثماني بود و به دنبال آن نيروهاي عثماني خود را تسليم کردند. بعد منطقه شرقيه به نام سرزمين «مرواريد» را گرفت. منطقه «عسير» که به لحاظ طبيعي غني است در مرحله بعد تصرف شد. آنگاه «استان حائل» و از آنجا شمال جزيره العرب همه در اختيار ملک عبدالعزيز قرار گرفت.
در اين فيلم، شخصيت عبدالعزيز بسيار حماسي تصوير شده است...
تا اينجا حتي يک زن در هيچ کجا نديديم. در ماشينها هم تعداد آنان کم است و در ادارات به هيچ روي در هيچ سطحي زن ديده نمي شود. در هتل چند زن خارجي ديديم که بي حجاب بودند، اما همه آنها لباس ماکسي پوشيدهاند. اين حجاب براي خارجيها پذيرفته شده است.
سيستم آموزشي زنان جداست، گرچه زير نظر وزارت تعليم عالي است. تا چند سال قبل سازمان آن هم مستقل بوده است. اينجا زنان وظايف تعريفشدهاي دارند و آن مقدار هم که مدرن شده، باز از يک محدوده اي خارج نشده است.
تعداد مسافران عربستاني به بحرين و دبي بسيار زياد است، مخصوصا در ايام تعطيل. سال گذشته، بحرين چهار ميليون توريست داشته که بخش عمده آنها از عربستان بوده اند. با توجه به شناختي که از بحرين داريم و نقش آن را در.... ميدانيم، ميتوان حدس زد که شرايط موجود در سعودي زمينه را براي اين قبيل توريستها به بحرين و دبي فراهم کرده است. البته بايد توجه داشت که: «ولا تزروا وازرة وزر اخري»....
خانمها در سالني جدا بودند؛ اين سياستي است که سعوديها در همه سالنها رعايت کردهاند كه اگر آنان پرسشي دارند، صدايشان با بلندگو پخش ميشود. طبعا در فضاي نمايشگاه هم حضوري نداشتند و قرار بود دو روز چهارشنبه و پنجشنبه را به آنان اختصاص دهند.
در اين هنگام، يک فيلم از ايران با نام «کاس النور» پخش شد که به نظر ميآمد، کپي صدمين، بلکه بالاتر است. گزارشي از ايران و انقلاب و امام و انتخابات و راي دادن و پيشرفتهاي فني و علمي بود. دو بخش آن را ظاهرا حذف کرده بودند؛ يکي اطلاق حرب المقدس بر جنگ ايران و عراق و ديگري حذف موشک بزرگي که روي آن مرگ بر آمريکا نوشته بود.
در اين فيلم از امام خميني فراوان ياد شده بود و اين نخستين بار بود که در حضور سعوديها، فيلمي از ايران با اين شکل پخش ميشد. در اين محفل، «سلطان بن ترکي بن عبدالعزيز» هم حضور داشت. فيلم براي سعودها خوب بود اما براي ما کيفيت نداشت. آقاي مسجد جامعي گفت تا فيلم تمام شد، يک پارچ آب خوردم؛ يعني از خجالت....
متن كامل را در ستون «گزارش» بخوانيد.