صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


از خليج فارس 2500 ساله تا خليج عرب 50 ساله

۸ آذر ۱۳۸۳ - قبل از ظهر ۱۱:۲۷ تعداد بازديد : 9999 كد خبر : ۱۸۶۶۳

م ـ رجبي
زمين‌شناسان معتقدند كه در حدود پانصد هزار سال پيش، صورت اوليه خليج فارس در كنار دشتهاي جنوبي ايران تشكيل شد و به مرور زمان، بر اثر تغيير و تحول در ساختار دروني و بيروني زمين، شكل ثابت كنوني خود را يافت.
قدمت خليج فارس با همين نام، چندان ديرينه است كه عده‌اي معتقدند: «خليج فارس، گهواره تمدن عالم يا مبدأ پيرائي نوع بشر است». ساكنان باستاني اين منطقه، نخستين انسانهايي بودند كه روش دريانوردي را آموخته و كشتي اختراع كرده و خاور و باختر را به يكديگر پيوند داده‌اند. اما دريانوردي ايرانيان در خليج فارس، قريب پانصد سال پيش از ميلاد مسيح و در دوران سلطنت داريوش اول آغاز شد. داريوش،‌ نخستين ناوگان دريايي جهان را به وجود آورد. كشتي‌هاي او طول رودخانه سند را تا سواحل اقيانوس هند و درياي عمان و خليج فارس پيمودند، و سپس شبه جزيره عربستان را دور زده و تا انتهاي درياي سرخ و بحر احمر كنوني رسيدند. او براي نخستين بار در محل كنوني كانال سوئز فرمان كندن ترعه‌اي را داد و كشتي‌هايش از طريق همين ترعه به درياي مديترانه راه يافتند. در كتيبه‌اي كه در محل اين كانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسي هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان كندن اين ترعه را داده‌ام از رودي كه از مصر روان است به دريايي كه از پارس آيد پس اين جوي كنده شد چنان كه فرمان داده‌ام و ناوها آيند از مصر از اين آبراه به پارس چنان كه خواست من بود.»
داريوش در اين كتيبه از خليج فارس به نام «دريايي كه از پارس مي آيد» نام برده است و اين نخستين مدرك تاريخي است كه درباره خليج فارس موجود است.
اولين بار يوناني‌ها بودند كه اين خليج را «پرسيكوس سينوس» يا «سينوس پرسيكوس» كه همان خليج فارس است، ناميده اند. از آنجا كه اين نام براي اولين بار در منابع درست و معتبر تاريخي كه غير ايرانيان نوشته اند آمده است، هيچ گونه شائبه نژادي در وضع آن وجود ندارد. چنان كه يونانيان بودند كه نخستين بار، سرزمين ايران را نيز «پارسه» و «پرسپوليس» يعني شهر يا كشور پارسيان ناميدند. استرابن جغرافيدان قرن اول ميلادي نيز به كرات در كتاب خود از خليج فارس نام برده است. وي محل سكونت اعراب را بين درياي سرخ و خليج فارس عنوان مي كند. همچنين «فلاريوس آريانوس» مورخ ديگر يوناني در كتاب تاريخ سفرهاي جنگي اسكندر از اين خليج به نام «پرسيكون كيت» كه چيزي جز خليج فارس، نيست نام مي‌برد.
البته جست‌وجو در سفرنامه‌ها يا كتاب‌هاي تاريخي بر حجم سندهاي خدشه‌ناپذيري كه خليج فارس را «خليج فارس» گفته‌اند، مي‌افزايد. اين منطقه آبي همواره براي ايرانيان كه صاحب حكومت مقتدر بوده اند و امپراطوري آنها در قرن‌هاي متوالي بسيار گسترده بود هم از نظر اقتصادي و هم از نظر نظامي اهميت خارق العاده‌اي داشت. آنها از اين طريق مي توانستند با كشتي‌هاي خود به درياي بزرگ دسترسي پيدا كنند و به هدفهاي اقتصادي و نظامي دست يابند.
آثار عرب‌زبان نيز بهترين و غني ترين منابعي هستند كه براي شناسايي و توجيه كيفيت تسميه اين دريا مي‌تواند در اين بررسي مورد استفاده قرار گيرد. در اين منابع و آثار از درياي فارس و چگونگي آن بيش از آثار فرهنگي موجود در هر زبان ديگري گفت و گو شده است. تمام كساني كه نسبت به متون دوره اسلامي شناختي حداقل داشته باشند با نام مسعود ابن بطوطه، حمدالله مستوفي، ياقوت حموي، حمزه اصفهاني، ناصرخسرو قبادياني، ابوريحان بيروني، ابن بلخي وديگراني كه اكثر آنان كتاب‌هاي خود را به زبان عربي نيز نوشته اند، آشنا هستند. گذشته از متقدمان نامبرده مي توان از نويسندگان عرب متاخر نيز نام برد كه در آثار خود از نام «خليج فارس» بدون كم و كاست ياد كرده اند.
سابقه جعل عنوان خليج
درباره نام خليج فارس تا اوايل دهه 1960 ميلادي هيچ گونه بحث و جدلي در ميان نبوده و در تمام منابع اروپايي و آسيايي و آمريكايي و دايرة‌المعارف‌ها و نقشه‌هاي جغرافيايي اين كشورها نام خليج فارس در تمام زبان‌ها به همين نام ذكر شده است.
اصطلاح «خليج عربي» براي نخستين بار از طرف يكي از نمايندگان سياسي انگليس در خليج فارس به نام «سر چارلز بلگريو» عنوان شده و در واقع او بوده است كه به قصد تفرقه بين ايران و كشورهاي عرب اين تخم لق را در دهان اعراب شكسته است. سر چارلز بلگريو كه بيش از 30 سال نماينده سياسي و كارگزار دولت انگليس در خليج فارس بوده است، بعد از مراجعت به انگلستان در سال 1966 كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي اولين بار نوشت كه «عرب‌ها ترجيح مي دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند». اين نماينده قطعا قبل از انتشار كتاب و مراجعت به انگلستان در تماس با مقامات امارات جنوبي خليج فارس اين فكر را در آنها القا كرده است و تصادفي نيست كه بلافاصله پس از انتشار كتاب سرچارلز بلگريو كه نام قبلي سواحل جنوبي خليج فارس يعني «ساحل دزدان» را بر روي كتاب خود نهاده اصطلاح «الخليج العربي» در مطبوعات كشورهاي عربي رواج پيدا كند و در مكاتبات رسمي به زبان انگليسي نيز اصطلاح «آرابيان گولف» جايگزين اصطلاح معمول و رايج قديمي «پرشين گولف» مي شود.
دولت ايران در همان زمان در برابر اين نام مجعول عكس العمل نشان داد و گمرك و پست ايران از قبول محموله‌هايي كه به جاي خليج فارس نام خليج عربي بر روي آن نوشته شده بود، خودداري كرد. ايران همچنين در مجامع و كنفرانس‌هاي بين المللي نيز در صورت به كار بردن اين اصطلاح ساختگي از سوي نمايندگان كشورهاي عرب عكس العمل نشان مي داد. در اين زمان بعضي از كشورهاي عربي حتي اعتبار هنگفتي از محل درآمدهاي كلان نفتي خود در اختيار بعضي از ماموران سياسي در خارج مي گذاردند تا با تطميع مطبوعات خارجي نام مجعول خليج عربي را به جاي خليج فارس رواج بدهند.
در نيمه نخست بهمن ماه سال 1370 شمسي سر ويراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراض‌هاي پياپي نمايندگان ايران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگي خليج عربي در اسناد اين سازمان از كاركنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ايران را هميشه در نظر داشته باشند. كار به جايي رسيد كه در يازدهم شهريور ماه سال 1371 هنگامي كه حيدر ابوبكر العطاس نخست وزير جمهوري يمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد كه در جاكارتا پايتخت اندونزي برگزار مي شد، از نام ساختگي خليج عربي استفاده كرد، با اعتراض شديد نمايندگان ايراني رو به رو شد. او سرانجام از نمايندگان ايران عذرخواهي كرد. و اين عمل را غير عمد خواند. همچنين در سال 1337 شمسي در روز 13 مرداد دولت ايران به رژيم عراق «عبدالقاسم» مبني بر تغيير دادن نام خليج فارس به خليج عربي اعتراض كرد.
هدف انگليس از نام گذاري ساختگي خليج فارس
انگليس‌ها نخستين عاملان كاشته شدن اين تخم نفاق بودند زيرا از قديم در صدد بودند كه خليج فارس را تبديل به يك درياي انگليسي كنند. بعدها در دهه 1980 آمريكايي‌ها هم به پيروي از آنها از تبديل خليج فارس به خليج آمريكايي سخن گفتند. از نظر آمريكايي‌ها و اروپايي‌ها اين منطقه «شريان حياتي غرب» در منطقه «استراتژيك غربي» و «حوزه منافع ويژه» است، لذا اگر قادر باشند خليج فارس را به طور مستقيم يا غير مستقيم تحت تسلط خود در مي آورند.
اما واقعيت مطلب اين است كه خليج فارس يك نام كهن تاريخي است كه از بدو تاريخ بر روي اين خليج گذاشته شده است و انگيزه تلاش حساب شده‌اي كه براي تغيير اين نام به عمل مي آيد جز ايجاد فتنه و اختلاف بين كشورهاي اين منطقه نيست. همچنان كه «ژان ژاك پريني» نويسنده كتاب خليج فارس اعتراف مي كند. «ملل و طوايف بسياري بر كرانه‌هاي خليج فارس استيلا يافته و فرمانروايي كرده اند ولي روزگارشان سپري شده و منقرض شده اند. تنها قوم پارس است كه با هوش و درايت خود همچنان پا برجا زيسته و ميراث حاكميت خود را تاكنون نگهداري كرده است».
م ـ رجبي (باكو ـ آذربايجان)
جغرافياي تاريخي




  •   به نظر اين حقير بايد در مقابل دسيسه بدخواهان تدبير عاقلانه انديشيد. تاسيس شبكه هاي مختلف تلويزوني از طريق ماهواره هاي مختلف با نام و محتواي خليج فارس ،پرشين گلف، خليج ايراني ، نسيم خليج فارس، رنگين كمان خليج فاري و ... و همچنين تاسيس و نشر روزنامه ، مجلات ، بولتنهاي تبليغاتي و اقداماتي نظير اين و سرمايه گذاري مطلوب در اين زمينه ميتواند توطئه بد انديشان را خنثي سازد و در كنار اين اقدامات قاطع سياسي و برخوردهاي جدي با گستاخان از طرف حاكميت ايران اهرمي است در زدودن اين كج خيالي ها.
    دوستدار ايران و ايراني

  •   در رابطه با نظرکسانی که دفاع از نام تاریخی خلیج فارس را به پان ها نسبت داده اند باید گفت شکی نیست که قوم پرستی بویژه از نوع هیتلری و صدامی آن واقعاٌ مخرب است ولی دو نکته ظریف وجود دارد 1- همانطور که در کنوانسیونها و معاهدات بین المللی زیادی مخالفت با قوم پرستی و یا قوم ستیزی مورد اجماع جامعه بین المللی بوده است در کنوانسیونهای متعدد دیگری که بر اساس آنها یونسکو و سازمان یکسان سازی اسامی جغرافیایی سازمان ملل بوجود آمده است موضوع حفظ و حراست از ارزشها و میراث فرهنگی و تاریخی اقوام و ملتها مورد تاکید قرار گرفته است. 2- خلیج فارس و مترادفهای آن از زمان تاریخ مکتوب جهان تا کنون در همه ادوار تاریخی و در همه زبانها و فرهنگها به همین نام بکار رفته ونقشه های تاریخی این نام در موزه های جهان به عنوان میراث فرهنگی ملل در یونسکو ثبت شده است بنابر این نام جزیی از میراث معنوی و فرهنگی همه ملل محسوب می شود و تغییر آن به نام یک قوم که ابتدا از سوی شرکت نفت انگلیس در جریان ملی شدن نفت1951 شروع شد و با سخنرانی بعضی رهبران تندروعرب در سال 1968 به آن جنبه مشروعیت داده شد یک عمل تعصب آمیز قومگرایانه و سیاسی و عنصری است و لی برعکس تلاش برای حفظ این نام تاریخی که میراث و هویت فرهنگی محسوب می شود یک اقدام کاملاٌ منطقی و عقلایی و منطبق با حقوق بین الملل است بنابراین اینکه تمام اقوام ایرانی و اقشار مختلف از جانباز جنگ تا روحانی و تا نیروی های چپ و راست در ایران در حرکت اخیر نشان دادند که این نام را خط قرمز هویتی خود می دانند نشانگرعقل و خرد جمعی است و نه تعصب قومی همانطور که نوشته اید ایرانی ها در خصوص نام خزر چنین حساسیتی ندارند علت آن واضح است درتمام منابع مکتوب ایرانی. عربی . ترکی و اسلامی بحر خزر و در منابع لاتین کاسپین و معادلهای آن را بکار برده اند اگرچه در کنار این دو نام معروف حدود 40 نام دیگربصورت فرعی یا اصلی برای دریای خزربکار رفته است. اما برای همه ایرانی خوشایند تر این است که بجای نام قوم خزر که که به گواه تاریخ قومی خوشنام نبوده اند نام زیبای دریا مازندران و یا گیلان بکاربرده شود ولی از آنجا که در 500 سال گذشته در تمام معاهدات میان ایران و سایر کشورها هرگاه از این دریا نام برده شده در ادبیات ایرانی و ترکی آنرا خزر و در لاتین آن را کاسپین نوشته اند در حالیکه کلمه مازندران بارها در شاهنامه و کتب تاریخی بکار رفته است ولی قدیمی ترین سندی که دریای مازندران در آن ثبت است نقشه ای است که 140 سال قدمت دارند بنابر این عقل جمعی ایرانی که ناشی از اعتماد به منطق و اصول علمی و قانونی است و نه تکیه بر نژاد پرستی. با کلمه دریای خزرکه به قومی غیر فارسی مربوط است مخالفتی نمی کند. بنابر این در خصوص نام خلیج فارس اتهام قوستیزی متوجه کسانی است که نام اسکندر میگسار قاتل و همجنس باز را بروی شهر ها و خیابانهای سرزمین اسلامی خود می پسندند ولی از نام فارس که پیامبر اسلام از آنها به نکویی نام برده است را نمی پسندند. برای اطلاع بیشتراز اسناد این مقوله به پیام دریای مهرماه 83 مراجعه کنید
    عجم عضو هيئت علمي دانشگاه

  •   ادعا شده که " سر چارلز بلگريو در سال 1966 كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي اولين بار نوشت كه «عرب‌ها ترجيح مي دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند»"
    ولی در جای دیگر نوشته اند "در سال 1337 شمسي در روز 13 مرداد دولت ايران به رژيم عراق «عبدالقاسم» مبني بر تغيير دادن نام خليج فارس به خليج عربي اعتراض كرد"
    از آنجا که سال 1337 معادل 1958 میلادی است باید در مورد " تاریخ نخستین بار این جعل" دقت بیشتری مبذول گردد.
    علت اين بي دقتي اين است كه اين مطالب از مقاله اي از قبل از انقلاب همچنان كپي مي شود . اما بهترين و كاملترين تحقيق در كتاب خليج فارس نامي كهن تر از تاريخ آمده است نويسنده تمام كتب و منابع عربي را تحقيق و اولين سند تغيير نام خليج فارس را در جريان ملي شدن نفت ايران تو سط بريتيش پتروليوم يافته و يك عامل اين شركت در كتابي به نام حباب هاي طلايي خليج عربي 2 صفحه را به پيشنهاد نام خليج عربي داده است اين اولين سند است مراجه كنيد به سايت درياي پارس

  •   ما كه از مقامات هيچگونه واكنشي نديديم همين باعث شد موزه لوور پاريس هم با تغييير نام دريا وعلاوه بر ان نام جزاير را هم تغيير دهد اگر به همين منوال پيش رود ديگر از ايران فقط نام ان ميماند بيتفاوتي مقامات باعث جري شدن دشمنان ايران ميشودباز هم به غيرت مردم ايران كه جور بي غيرتي مقامات ايران را ميكشند مقامات ما دارند با عدم واكنش خود غير رسمي كار انها را تاييد ميكنند كاش حرمت خون شهدا كه براي حفظ اب و خاك و.....رفتند حفظ ميشد

  •   سلام،
    در فيلم پويانمايی که شبکه الجزيره منتشر کرده، فردی ملبس به لباس روحانيت که نمادی از ايران است در مقابل سربازی آمريکايی که زنی مسلمان را همچون غنيمت جنگی کول کرده است( اشاره به عراق)، بی اعتنا عبور می کند و سپس بی توجه به پيام "ايست" محمد برادعی، رئيس آژانس بين المللی انرژی اتمی از مقابل او رد می شود و دری را که بالای آن نوشته شده است "نشنال جياگرفيک" با کوبيدن تخته مسدود می کند، در حالی که کاغذ مچاله شده ای با عبارت "خليج عربی" بر روی آن به کناری افتاده است.

    به متخصصین پویانمایی که کمی حوصله هم دارند پیشنهاد می شود که مشابه همین فیلم را با تغییراتی در آن، به عنوان پاسخ تهیه کنند که می تواند دارای مضامین زیر باشد:
    - علاوه بر آن سرباز آمریکایی، یکی هم در حال حمل بشکه نفت است و دیگری در حال بیرون کردن سالخوردگان از خانه هایشان( اشاره ای به فلسطین)
    - یک رئیس عرب با بی اعتنایی و پشت نمودن به آنها، در حال نوشیدن کوکاکولای آمریکائی است ودر کنار دریا در حال نقاشی دلخواه از خلیج فارس و جزایر است و چند عرب دیگر هم مثل شعارهائی "فدایت شوم ای صدام"، او را تشویق می کنند.

  •   سلام،
    ادعا شده که " سر چارلز بلگريو در سال 1966 كتابي درباره سواحل جنوبي خليج فارس منتشر كرد و در آن براي اولين بار نوشت كه «عرب‌ها ترجيح مي دهند خليج فارس را خليج عربي بنامند»"
    ولی در جای دیگر نوشته اند "در سال 1337 شمسي در روز 13 مرداد دولت ايران به رژيم عراق «عبدالقاسم» مبني بر تغيير دادن نام خليج فارس به خليج عربي اعتراض كرد"
    از آنجا که سال 1337 معادل 1958 میلادی است باید در مورد " تاریخ نخستین بار این جعل" دقت بیشتری مبذول گردد.

  •   ما وظيفه تاريخي داريم كه اين نام را حفظ كنيم و اگر در اين راه كوتاهي كنيم ايندگان ما را نخواهند بخشيد و سرنوشتي بهتر از گلستان و تركمانچاي در انتظار ما نيست مگر اينكه همه ايراني ها در سراسر دنيا در مقابل اين كار بايستند و رژيم را مجبور كنند كه دست از سكوت معنا داره خود بردارد و بيش از اين از كيسه ملت ايران به اعراب و انگليسي ها باج ندهد.




  • نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :