صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 



۲ آذر ۱۳۸۳ - بعد از ظهر ۱۴:۳۱ تعداد بازديد : 9298 كد خبر : ۱۸۴۳۳

کفش چهارصد هزار توماني، باعث شد تا سه هوو با هم درگير شوند و سرانجام به طور همزمان خودکشي کنند. اين سه نفر، با تلاش پزشکان بيمارستان لقمان از مرگ نجات يافتند، اما اختلافات آنان، همچنان ادامه دارد.
«هموطن سلام» نوشت: ماجرا از آنجا آغاز شد که همسر سوم مرد ثروتمندي، براي خود يک کفش زمستاني به قيمت چهارصد هزار تومان خريد و دو هووي ديگر وقتي متوجه اين ماجرا شدند، به شدت عصباني شده و از شوهرشان کفش گران‌قيمت خواستند.
شوهر 67 ساله اين سه زن که پس از خودکشي، آنها را به بيمارستان رساند، درباره دعوا سه همسرش گفت: دو هفته پيش، مينا ـ زن سومم که دو7 سال دارد ـ براي خود يک جفت کفش زمستاني به مبلغ چهارصد هزار تومان خريداري کرد. من با مينا تازه ازدواج کرده بودم، او جوانترين همسر من است و چون بيشتر وقتم را در خانه مينا مي‌گذرانم، دو همسر ديگرم فکر مي‌‌کنند او را بيشتر دوست دارم.
اين مرد ادامه داد: همين مسئله باعث شده تا نيره و نرگس، دو همسر ديگرم، به شدت به مينا حسادت کنند، اما من هر سه همسرم را دوست دارم.
دو هفته پيش وقتي با مينا براي خريد به بازار رفتيم، او يک جفت کفش زمستاني ديد و خوشش آمد، من هم از آنجايي که دوست ندارم دل او را بشکنم، خواستم تا آن کفش را بخرد، اما مينا گفت، قيمت آن گران است و با اصرار من، اين کفش خريداري شد.
وقتي به خانه آمديم، همسر اولم با خانه مينا تماس گرفت، او با من کار داشت، مينا گوشي تلفن را برداشت و بعد از کمي صحبت به او گفت، من برايش يک جفت کفش چهارصد هزارتوماني خريده‌ام. همسر اولم با شنيدن اين موضوع، به شدت عصباني شد و وقتي به خانه‌اش رفتم با عصبانيت مرا از خانه بيرون کرد و گفت: تو مينا را از من بيشتر دوست داري چون او از من جوانتر است، هرچه به همسرم گفتم اشتباه مي‌کند، قبول نکرد و گفت، دروغ مي‌گويي، اگر مرا دوست داشتي دو زن ديگر نمي‌گرفتي و براي من هم کفش چهارصد هزار توماني مي‌خريدي، مشاجره بين من و همسر اولم بالا گرفت، من هم براي اينکه مدتي از مينا و نيره دور باشم به خانه همسر دومم رفتم، وقتي وارد خانه نرگس شدم، او هم با داد و بيداد از من خواست تا خانه را ترک کنم، متوجه شدم، نرگس از طريق يکي از همسرانم متوجه شده که براي مينا کفش چهارصد هزار توماني خريده‌ام، سعي کردم حداقل نرگس را قانع کنم و به او بگويم اشتباه مي‌کند، اما قبول نکرد بنابراين به نيره و نرگس قول دادم براي آنها هم کفش بخرم، اين بار مينا عصباني شد.
در شرايط خيلي بدي بودم، همسرانم به شدت عصباني بودند، به خانه مينا رفتم و با او به شدت دعوا کردم و گفتم چرا باعث به وجود آمدن چنين مشکلي شده است. آن شب در خانه مينا ماندم، صبح که بيدار شدم ديدم او بي حال روي تخت افتاده است، بلافاصله وي را به بيمارستان رساندم در راه دخترم که از همسر اولم است تماس گرفت و گفت که نيره خودکشي کرده، از او خواستم مادرش را به بيمارستان لقمان برساند، در بيمارستان بالاي سر دو همسرم بودم که متوجه شدم همسر ديگرم هم با خوردن قرص اعصاب خودکشي کرده است به اين ترتيب نرگس هم به بيمارستان لقمان آورده شد.
مرد ثروتمند ادامه داد: براي هر سه همسرم، شرايط يکسان درست کرده بودم، آپارتمانهاي بزرگ و مجزا برايشان خريداري کردم تا در کنار هم نباشند و دعوا نکنند، حتي ماشين و ساير امکانات رفاهي را هم در اختيارشان گذاشتم سعي مي‌کردم به همه آنها يکسان محبت کنم تا به هم حسودي نکنند، اما کفش چهارصد هزار توماني، اين مشکلات را برايم درست کرد. من هر سه همسرم را به يک اندازه دوست دارم.
بنا بر اين گزارش، اين سه هوو، پس از اينکه معده‌هايشان شست‌و شو داده شد و بهبود يافتند، به خانه‌هايشان فرستاده شدند.




  • سلم
    واقعا جاي بسي خجالت است كه چنين افراد مفت خور و بي جنبه اي در اين سرزمين ديده مي شوند. در شرايطي كه من خودم بارها شاهد بودم كه دختركان در كنار خيابان آدامس مي فروشند و در كنار خيابان مشق شب مي نويسند و جو جامعه آنها را به هزاران خلاف اخلاقي مجبور مي كند چرا بايد اين افراد مفت خور اين چنين باشند من مطمئن هستم اين فرد از خانواده هزار فاميل رژيم و حتما پست بالاي مديريتي(دزد مهمي) است. در شرايطي كه اكثر پسرها بخاطر مسائل مالي جرات ازدواج را ندارند اين افراد هر دقيقه با يك خانم هستند و براي خودشان حرمسرا دارند و صد البته تمام كاراهاي خود را با خوندن صيغه شرعي هم مي كنند.
    اميدوارم روزي برسد كه ايراني پر از شادي و عدم فاصله طبقاتي داشته باشيم

  • والله ما چند وقت پيش از سر نداري مجبور به طلاق همسرمان شديم و براي اينكه خطر رجوع را كاملا از بين برده باشيم گفتيم مهر سه طلاقه هم روي مدرك طلاق بزنند. اما ديديم باز هم مشكل حل نشد. حالا قصد داريم زندگي را هم سه طلا قه كنيم. اما متاسفانه خريد اين قرصهاي خودكشي كي پول لازم دارد و عملا امكان پذير نيست. از اين مرد مومن كه خداوند ثروت را بر او مي بارد كه به راحتي سه زن را اين دست و آندست مي كند. تقاضاي عاجزانه اي داريم. كه از بابا خمس يا زكات يا صدقه مقداري پول به ما بدهند تا لااقل بتوانيم داروي خودكشي را تهيه كنيم. بخدا اين جماعت مسرف هستند. آخه كسي نيست به اينها بگويد شما كه آخر سر قراره معدهايتان شست و شو داده شود چرا الكي داروها را هدر داديد!!

  • خوب است كه شغل ومسوليت اين اقاي سه زنه معلوم شود ودر افكارعمومي به صراحت گفته شود كه جه كساني كفشهاي جهارصدهزارتوماني ميخرند وجه كساني كفش هاي جهارصد هزارتوماني مي فروشند اما ازماليات فرار ميكنندوضمنا اقايي كه كفش جهارصد هزارتوماني خريده مگر جقدر درامد دارد كه كفش ايشان اين رقم شده است با مقايسه اينها با اشرف پهلوي بايستي به انها هزار رحمت فرستاد كه از اين غلط ها نميكردند




    نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :