جناب آقاي شهردار! چرا طرح انتقال نمايشگاه اجرا نشد؟
اين طرح با دستاندازهايي برخورد كرد و مانعتراشيهايي را به خود ديد كه از جنس كارشناسي نبود، از جنس ديگري بود. كار به جايي رسيد كه ترجيح داديم منافع مهمتري را لحاظ كنيم و احساس كرديم اگر قرار باشد چند ماه فضاي كشور ملتهب شود، مردم بيشترين ضرر را ميبينند. موقتا سكوت كرديم ولي روي نظر كارشناسيمان كماكان پافشاري ميكنيم. به اعتقاد ما اصلا جابه جايي يك محل نبايد در مديريت امروز كار سختي باشد. نميدانم چرا اينقدرمحافظه كاري و مقاومت در مقابل يك جابه جايي صورت ميگيرد؟ واقعا رمز و راه حل بسياري از مشكلات شهر، شكستن اين روحيه محافظه كاري و گام نهادن به سمت تحول است. همه چيز كشور در حال تحول است؛ شكل جمعيتي، روابط اجتماعي و...
شما قبلا هم جايي گفته بوديد كه در شهرداري به دنبال تجربه نوعي مديريت تحولگرا هستيد. خب، به عنوان يك شعار، شايد اين گفته براي هر مديري جذاب باشد. اما تحول نميتواند بر مبناي خواست شخصي يك مدير و فقط در يك مجموعه باشد. در همين تجربه انتقال نمايشگاه متوجه شديد كه اساسا نظام مديريت در ايران چندان علاقه مند به نه تنها تحول كه حتي تغييرات جزئي هم نيست كه قطعا ريشه در بنيانهاي عميق سياسي، اقتصادي و جامعه شناختي دارد. بر اين مبنا شما تصور ميكنيد چقدر توان ايجاد تحول را خواهيد داشت؟
تحول براي ما يك انتخاب نيست، يك تحميل است. ما ناچاريم با تحولات دنيا پيش برويم و هر مقاومتي در اين باره قطعا براي ما زيانهاي هنگفت به دنبال خواهد داشت. ما بايد سرعت خودمان را منطبق كنيم با سرعت اين جهان پرشتاب. در حوزه مديريت شهري، بايد زمينهاي فراهم شود كه بتوان از همه دستاوردهاي نويي كه شهرهاي بزرگ جهان از آن بهره ميبرند، در تهران استفاده كرد.
وقتي نگاه علميبه حوزه كارمان داشته باشيم متناسب با خواست مردم، زندگي مردم و تحولات مردم پاسخگو خواهيم بود. اين در همين تهران شدني است، من اصرار دارم بگويم كه در تهران شدني است. وقتي مردم ترجيح مي دهند از اين مسير به خانه يا محل كارشان بروند من بايد كاري بكنم كه بتوانند از اين مسير استفاده كنند. شما كارها و برنامههايي را بعد از اجرا در تهران ديده ايد كه دو ماه پيش براي مردم نشدني مينمود. وقتي با دوستان و برخي همكاران مطرح كرديم كه چراغ راهنمايي بزرگراه شهيد چمران را حذف ميكنيم، پرسيدند مگر ميشود؟ برداشتيم و ديدند كه شد.
مشكلات كه فقط يك راه حل ندارد، بايد بهترين و كم هزينه ترين انتخاب را در نظر بگيريم. البته هنوز در آن محدوده به دليل مشكلات ساختاري كه شهرسازي دارد نيازمند كارهاي ديگري هست ولي رفت و آمد تا حد زيادي روان تر شده است. ميشود بسياري از تقاطعها را حذف كرد. اگر به موازات اين تعداد خودرويي كه از سال گذشته تا حالا وارد تهران شده است به ظرفيت حمل و نقل عمومياضافه ميشد، مطمئن باشيد با كارهاي ترافيكي كه انجام شده وضع ترافيك تهران خيلي بهتر ميشد. به نظر من مديريت بايد انعطاف پذير باشد، حتي نوع تحولگراي آن. تمام متغيرهاي موثر در جامعه دايم در حال عوض شدن است و اگر سازوكارهاي ما متناسب با اين تحولات عوض نشود امكان اداره و مديريت كار آمد وجود نخواهد داشت. در همين شهرداري براي انجام كاري بايد 15 نفر يك نامه را امضا مي كردند تا كار به انجام برسد، وقتي ديديم نميشود اينطور شهرداري را اداره كرد، اصلاحش كرديم.
شما شخصا چقدر اين روحيه مبارزه با محافظه كاري را در كارهايتان بروز داده و دخالت داديد؟
بالاخره بسياري از كارهايي كه ظاهرا راهش بسته است انجام شده و موانع آن شكسته شده است. كار ديگري كه جزو دستاوردهاي اين دوره است، آزادسازي املاك داخل طرحهاست. از 35 سال قبل تا امسال املاك مردم داخل طرح بود و نه ميتوانستند منتقل كنند، نه ميتوانستند بفروشند، نه ميتوانستند بازسازي و تعمير كنند. با هر كس در ميان مي گذاشتيم مي گفتند امكان ندارد بشود اين املاك را آزاد كرد، آن هم 100 هزار پلاك را. اما بعد از اينكه همكاران و كارشناسان بررسي كردند، طبقهبندي كردند و تصميم گيري شد، باخوشحالي ميگويم از ابتداي امسال تا الان 20 هزار پلاك عوض شده است. بسياري از كارها شدني است اما نميتوانند تصميم بگيرند.
در مورد مشكل مدارس تا به حال مجلس چند بار تصرف دولت بر مدارس استيجاري را تمديد كرده است. تا به تابستان نزديك ميشويم و مالك حكم تخليه ميگيرد، آموزش و پرورش درخواست كمك ميكند و از مجلس ميخواهد 5 سال ديگر مهلت تصرف مدارس استيجاري را تمديد كند. در صورتي كه حل اين مشكل كار سختي نيست. من پيشنهادي به مسوولان مربوطه، آموزش و پرورش و مجلس دادم و گفتم كه با يك تصميم گيري سه ماهه اين مشكل حل ميشود. گفتم كه اگر وزارت مسكن معادل زمين مدرسه را به صاحبان مدارس بدهد ما هم جواز صادر ميكنيم و مالكان هم به اين جابه جايي رضايت ميدهند، در آن صورت مشكل حل ميشود و مدارس به نام آموزش و پرورش ميشود. اين كار 400 قطعه زمين در مقابل 400 مدرسه ميخواهد كه براي تهران هيچ چيز زيادي نيست. اما در مقابل هر تصميميتعلل و مقاومت ميبينيم و چنان واكنش نشان ميدهند كه انگار قرار است همه چيز به هم بريزد. يا در مورد همين قطار هوايي؛ چرا نبايد اين طرح اجرا شود؟
ميگويند چون در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشته كه مونوريل با اين طول طراحي شود، اجراي آن در تهران مشكل ايجاد خواهد كرد.
اولا اين طور نيست كه چنين طولي طراحي نشده باشد. خطوطي در دنيا طراحي شده است كه يك خط آن بيش از كل خط طراحي شده ما طول دارد. ثانيا مگر بايد به اين شكل تصميمژ گيري كرد؟ اين عاميانه ترين نوع برخورد با يك پديده است و مصداق بارز محافظهكاري است. بايد حساب و كتاب كرد، كارشناسي كرد و منافع را سنجيد.
گفته ميشود كه حجم بزرگي از خيابان را پايههاي آن اشغال كرده و در مدت اجرا، ترافيك مختل خواهد شد.
اتفاقا در طرح ما مسدود كردن خيابانها وجود ندارد. يعني كمترين ميزان را دارد. بالاخره در هر كاري بايد هزينه و فايده را بررسي كرد و بعد تصميم گرفت كه آن هم يك معادله و بررسي علمي دارد. تمام جوانب آن كاملا بررسي شده است. براي اولين بار بخش خصوصي حاضر شده است در عرصه حمل و نقل عمومي سرمايه گذاري كند و با قيمتگذاري شوراي شهر اين بخش را بسازد.
در مقابل سيطره اين محافظهكاري چه كار خواهيد كرد؟ بسياري از مديران ما روحيه عدم كار دارند. شايد بتوان گفت اغلب آنها انگيزه و اراده جدي براي كار ندارند. آدمي هم كه نخواهد كار كند هزار نوع بهانه ميآورد. در مورد همين انتقال نمايشگاه ميگفتند كه تجارت در ايران تعطيل ميشود و ميليونها شغل از بين ميرود. اين مقاومتها در مقابل شما وجود دارد به خصوص در مواردي مثل تغيير ساعات كار و خودروهاي فرسوده و مانند اينها مقاومتهاي زيادي خواهد بود. چه خواهيد كرد؟ در جايي تاوان پافشاري را دادهايد. گفتيد نمايشگاه را منتقل ميكنيد اما نشد. آيا باز هم به اين راه ادامه ميدهيد؟
قطعا همين طور است و ادامه خواهم داد. البته شجاعت و تحول خواهي در قالب منافع مردم خواهد بود و ما هم بر اساس اولويتهاي خود حركت ميكنيم. اگر قرار باشد به بهانه نمايشگاه ماهها وقت و انرژي كه متعلق به مردم است گرفته شود، شرايط را تحمل ميكنيم تا بالاخره منطقمان به وقت خودش جاي خود را باز كند. البته به نظر من مديران محافظه كار در كشور ما دودسته اند: دسته اي كه به تبع فضا و گرايشهاي سياسي اين رفتار را از خود بروز ميدهند و دسته اي كه روحيات اينچنيني دارند و به نظر من اگر كسي چنين روحياتي داشت بايد عرصه مديريتي را رها كند.
در حال حاضر شما با اين واقعيت مواجه هستيد. در اين دو سال و هشت ماه باقي مانده از دوره مديريتيتان چطور نقطه بين عقلانيت و تقابل با محافظهكاري را پيدا ميكنيد؟
بايد سعي كنيم خيلي براي مردم دردسر نسازيم. به هر حال تا جايي كه بشود با منطق و استدلال با تفكر ايستا برخورد ميكنيم اما اگر نشود مشكلات را با مردم در ميان ميگذاريم. تمام مانع تراشيها و مقاومتها را به مردم ميگوييم و آن موقع تصميم گيري با مردم خواهد بود و البته از رسانهها ميخواهم كه با اين روحيه محافظه كاري مقابله كنند و آن را بشكنند. روحيه تحولگرا بايد به يك مطالبه عموميتبديل بشود.
ميتوانيم اين طور استنباط كنيم كه چالش اصلي شما و دولت، همين چالش تحولخواهي در مقابل محافظه كاري است؟
بخش عمده اي از چالش به خاطر همين مديران محافظه كار است و بخش ديگري به خاطر يك سري بداخلاقيهاست. بالاخره ما ميگوييم كه بايد شهر را به سرعت جلو برد و اين هم به تصميم گيري سريع نياز دارد و با تعلل ممكن نخواهد شد. البته من اين تعابير را به كار نميبرم. من ميگويم تقابل مديريت ايستا و مديريت پويا. مديراني داريم كه اگر بخواهي ميزشان را جابه جا كني هول ميكنند. فكر ميكنم اين مديريت ايستا است كه مانع تحول كشور است. مديران زيادي در كشور داريم كه ميتوانند به جاي مديران ايستا در كشور مديريت كنند بنابراين نبايد خود را به چند نفر محدود كنيم، بايد عرصه را باز كنيم تا ديگران بيايند و كشور را به جلو هدايت كنند. اين بدترين حرف است كه به جوانان بگوييم فقط همين مديران بايد كشور را اداره كنند. بايد مطالبات حقيقي مردم را مطرح كنيم. مردم هم كارآمدي ميخواهند.
اجازه بدهيد كميفضاي گفت وگو را تغيير بدهيم و به كارها و برنامههاي شهرداري بپردازيم. در اين 2 سال و 8 ماهي كه از عمر مديريت شما در شهرداري باقي مانده، شهرداري چه كار بزرگي را ميتواند به سرانجام برساند كه مردم نتيجه اش را ببينند؟ فكر ميكنم مونوريل يكي از آنها باشد.
ما چند برنامه را دنبال ميكنيم. در واقع اصلاح رابطه شهرداري با مردم و اعتمادسازي از برنامههاي ثابت ماست كه بايد نهادينه بشود. در بخش حمل و نقل اصرار داريم كه ظرفيت حمل و نقل عموميرا بالا ببريم و فكر ميكنم قطار هوايي راه حل ميان مدت خوبي براي تهران است. راه حلي است كه كارشناسي شده است. همه كارشناساني كه با ما صحبت كرده اند هم معتقدند به عنوان يك راه حل ميان مدت ميتواند تسكيني به فضاي ترافيكي بدهد تا ما بتوانيم محدوديتهايي را اعمال كرده و ترافيك را مديريت كنيم.
به نظر من مديريت بايد انعطاف پذير باشد، حتي نوع تحولگراي آن. تمام متغيرهاي موثر در جامعه دايم در حال عوض شدن است و اگر سازوكارهاي ما متناسب با اين تحولات عوض نشود امكان اداره و مديريت كار آمد وجود نخواهد داشت
شما فكر ميكنيد تا 2 سال و 8 ماه ديگر كه در شهرداري هستيد مسافرتهاي ريلي چند درصد سفرهاي درون شهري را تشكيل خواهد داد؟
مترو تا دو سال و نيم ديگر سهم خود را از 5 درصد به بيش از 5/7 درصد ميرساند و اگر پيشبينيهايي كه ما كرديم درست باشد و واگنها و دستگاهها به موقع برسد اين رقم به بيش از 10 درصد ميرسد، البته 10 درصد سوار و پياده شدن مسافران، اگر مبناي محاسبه نفر بر كيلومتر باشد، سهم حمل و نقل ريلي مترو بالاي 13 يا 14 درصد خواهد بود. ساخت يك خط قطار هوايي هم شروع شده است، يك خط هم در حال طراحي است.
در عرصه ورزش يك جهش و ارتقا در فضاهاي ورزشي خواهيم داشت. 20 مجموعه ورزشي كه زمينهاي آنها از طرف مقام معظم رهبري به جوانهاي تهراني اهدا شده در حال طراحي است و بعد از اتمام طراحي به اجرا ميرسد. 120 سالن چندمنظوره كه در شرايط عادي ورزشي است هم در حال نصب است كه خودش به تنهايي كار بزرگي است.
احداث سالنها چقدر طول ميكشد؟
بر اساس برنامه ريزي ما بايد تا پايان امسال به اتمام برسد اما معمولا چند ماه تاخير براي بدقولي كارخانهها در تحويل قطعات داريم.
آمار داريد كه تا پايان اين 2 سال و 8 ماه سرانه فضاهاي ورزشي چه تغييري ميكنند؟
دو برابر ميشود. البته بدون محاسبه ورزشگاه آزادي.
يعني فضاهاي ورزشي قابل استفاده براي عموم مردم دو برابر ميشود؟
بله، ورزشي كه ما به دنبال آن هستيم ورزش همگاني است و خود را براي گسترش آن مسوول ميدانيم البته به ورزش قهرماني هم كمك ميكنيم. ما تلاش داريم تا فضاهاي ورزشي را به محلات برسانيم. يعني اگر نوجواني براي ورزش از خانه خارج شد، والدين او بتوانند به فاصله 3 تا 5 دقيقه به او دسترسي داشته باشند. در واقع هدف را به اين شكل مشخص كرديم. گام اول رسيدن ورزش به نواحي است و گام بعدي محلات، البته رسيدن در زمان 5 دقيقه به اولين ورزشگاه هدف بلندمدت هم ماست. ما فعلا قصد داريم فضاهاي سرپوشيده را دو برابر كنيم.
و فضاي سبز؟
قصد داريم سالانه 10 هزار هكتار فضاي سبز ايجاد كنيم. اين در برنامه ما هست ولي بايد بتوانيم زمين موردنياز آن را تامين كنيم. سال گذشته 6 هزار هكتار را در اختيار گرفتيم و فضاي سبز ايجاد شد. امسال هم 7 هزار هكتار را در اختيار گرفتيم. پيش بيني ميكنيم كه تا 10 هزار هكتار امكان ايجاد فضاي سبز سالانه داريم. البته اين 10هزار هكتار در واقع توسعه كمربند سبز تهران است و فضاهاي داخل شهر كه ايجاد ميشود در آن محاسبه نميشود.
در عرصه آتش نشاني نيز مجموعه فضا و تجهيزات آتش نشاني دو برابر خواهد شد.
يعني زمان رسيدن امداد آتش نشاني نصف خواهد شد؟
فضاهاي ماموريت خيلي كوچك خواهد شد. ما در گام اول به سطح نواحي خواهيم رفت. 55 ايستگاه آتش نشاني داشته ايم كه 5 ايستگاه از رده خارج بوده اند، تعداد ايستگاههاي آماده را به 120 عدد ميرسانيم. كارهاي اجرايي آن شروع شده است و در تمام اين 120 نقطه در جاهايي كه سالنها ساخته ميشود محل فرود هلي كوپتر امداد هم در نظر گرفته ميشود. براي تمام اين ايستگاهها تجهيزات امداد و نجات پيشرفته شامل 180 قلم خريداري مي شود.
در بخش بافت فرسوده، شهرداري كارهايي را شروع كرده است ولي شهرداري و شوراي شهر در اين بخش تنها هستند. حتما بايد از شهرداري حمايتهاي بانكي شود، حتما بايد از موضع سياست گذاري زمين و مسكن حمايت شود. در حال حاضر اين حمايتها غايب است. ما كارها را پيش ميبريم، مردم هم استقبال ميكنند، اما توان مردم و مديريت شهري در قياس با منابع بانكي و منابع عظيم زمين و مسكن خيلي محدود است.
برآورد شما از مدت زمان احياي بافتهاي فرسوده با اين روند چيست؟
ما برآوردي داشتيم كه بر مبناي آن با سوبسيد دولت و حمايتهاي آن با يك طراحي 5 ساله ميتوانيم بافتهاي فرسوده را اصلاح كنيم. طرح مان را به دولت ارايه داديم و هنوز جوابي نگرفته ايم. با اين روند كه پيش ميرويم فكر ميكنم 10 سال احياي بافتهاي فرسوده طول بكشد. البته در موضوعي به اين مهميكه با جان مردم در ارتباط است نمي توانيم تعلل كنيم، در حال حاضر سه دسته ساختمان داريم: ساختمانهاي مقاوم، قابل مقاوم سازي و غيرقابل مقاوم سازي. براي اينكه همواره در مقابل زلزله آماده باشيم اتاق امني را براي خانمها پيش بيني كرديم كه الان مراحل آزمايشي خود را ميگذراند، آزمايشهاي مختلف را پشت سر ميگذارد تا هم مقاومت مناسب را از خودش نشان بدهد و هم به قيمت مناسب برسيم؛ قيمتي كه همه اقشار توان پرداخت آن را داشته باشند.
كار ديگري كه انجام شده است تهيه طرح جامع و تفصيلي تهران است. اين كار قرار بود تا پايان امسال به اتمام برسد كه به علت بعضي ناهماهنگيها به تاخير افتاد ولي سال آينده حتما به اتمام مير سد. براي اولين بار است كه در تهران اين اتفاق ميافتد، با وزارت مسكن توافق كرده ايم كه نهاد مستقلي را براي طراحيهاي شهري با مشاركت همديگر تأسيس كنيم. از ويژگيهاي اين نهاد اين است كه از نوسانات و تغييرات مديريتي در امان است.
بحث آلودگي هوا چطور؟
در بخش آلودگي هوا بايد توجهمان را به منشا آلودگي معطوف كنيم. نبايد به بخشهاي فرعي مثل اتوبوسها بپردازيم. اتوبوسهاي شركت واحد به نسبت سهم شان در جابه جايي مسافر كمترين آلودگي را ايجاد ميكنند. نوع آلايندگيشان هم مرگبار نيست. چون بعضي از اتوبوسها دود ميكنند، فكر ميكنيم كه اين دود خطرناك است در حالي كه اين دود از نظر مهلك بودن ضعيفتر از گاز حاصل از سوختن بنزين است. واقعيت اين است كه اين همه خودرو بنزينسوز وارد شهر ميشود و آلودگي ايجاد ميكند، بايد كاري بكنيم كه الگوي استفاده از خودرو تغيير كند، آن هم با تغيير سهم حمل و نقل عموميدر كل حمل و نقل شهري ممكن ميشود.
به دولت پيشنهاد داديم كه از صندوق ذخيره ارزي كمك كند تا در زمان كوتاهي حمل و نقل عمومي شهرها سامان داده شود. اين به نفع كشور است و سود مادي زيادي هم دارد. با اين كار هم آلودگي را كاهش داده ايم و هم تنشهاي رواني را كم كرده ايم، در مصرف سوخت هم صرفه جويي ميشود. نميدانم چرا اراده اي براي پياده كردن اين ايدهها شكل نميگيرد.
نميگوييم مردم خودرو نداشته باشند و به اين اعتقادي نداريم، اما آيا از خودرو بايد براي هر سفري استفاده كرد؟ نه. اگر چنين باشد ما تمام شهر را هم صاف كنيم و بزرگراه بسازيم باز هم جا كم مي آوريم. سعي كرديم تا دولت را قانع كنيم تا به حمل و نقل عموميبودجه اختصاص دهد. گفتيم اگر بودجه نمي دهيد قرض دهيد. اگر قرض نمي دهيد اجازه بدهيد طراحيهايي را انجام دهيم و از مردم بخواهيم براي مدتي محدوديتهايي را تحمل كنند تا مصرف انرژي كاهش پيدا كند و آن وقت درآمد آن صرفه جويي را به ما بدهيد. ما به اين روشني حاضريم با مدارا مشكلات را حل كنيم. هنوز پاسخي به دست ما نرسيده است. در دنيا اين تصميمات خيلي روان اتخاذ ميشود ولي نميدانيم چرا نميشود در اينجا به راحتي تصميم گرفت.
سال گذشته وضع ترافيك تهران خيلي آشفته بود. 3 هزار و 500 دستگاه اتوبوس داشتيم كه نميتوانستند نفس بكشند. 500-400 دستگاه هم در تعميرگاهها خوابيده بود و قطعه ميخواستند. گفتيم اجازه بدهيد 500 دستگاه اتوبوس بخريم، آماده است و استاندارد اروپا را دارد. مقاومتها و مخالفتهاي عجيبي با ما شد. به يكي از مديران گفتم كه يك مدير شهري بايد به سرعت بتواند اين تصميمات را بگيرد و عملي كند. شهر 5/7 ميليون جمعيت دارد و ممكن است لازم شود فردا 2 هزار دستگاه اتوبوس به شهر وارد كنيم. نميشود كه براي 500 دستگاه اتوبوس 2 سال در سازمانهاي اداري چرخيد، اينطور كه نميشود شهر را اداره كرد. تجهيز و گسترش حمل و نقل عمومي منطقيترين راه براي رفع مشكلات ترافيكي و آلودگي هواست و من به تحقق آن اصرار دارم، هر كس كه نظر ديگري دارد يا راهحل بهتري دارد ارايه كند تا با او بحث كنم. هر چه زودتر حمل و نقل عمومي تجهيز بشود به نفع كشور است، اين مطالبه ماست و روي اين حرفمان ايستادهايم.
اينها عرصههايي است كه در حوزه شهر بايد در آن فعاليت كرد و به سرعت جلو رفت البته عرصههاي ديگري هم هست. ما دنبال اين هستيم كه يك مقدار سيماي شهر را عوض كنيم. منتهي همه كارها در يك دوره اتفاق نميافتد، بعضي از كارها را ما شروع ميكنيم و ديگران ادامه ميدهند. ما سعي ميكنيم كه اين چوب دوي امدادي را هر چه سريعتر به دونده بعدي برسانيم.