صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design

 

سخني با عليرضا افتخاري

۲۳ مهر ۱۳۸۳ - بعد از ظهر ۱۵:۵۲ تعداد بازديد : 12525 كد خبر : ۱۷۱۶۹

با سلام به آقاي افتخاري و آرزوي توفيقات بيشتر براي ايشان، لازم مي‌بينم در مورد موسيقي ايراني و به اصطلاح موسيقي پاپ، نکاتي را معروض دارم.
اولا، همه کساني که مختصر آشنايي با مباني علمي موسيقي دارند، مي‌دانند که موسيقي مقامي ايران در بين موسيقي ملل، از جايگاه بسيار والايي بر خوردار است. وجود پرده‌ها و گوشه‌هاي بسيار وسيع و گسترده‌اي که هر کدام، بار احساسي، عاطفي، بياني و حماسي ويژه خود را دارد، زمينه‌هاي بسيار وسيعي را براي خلق آثار به‌يادماندني و جهاني فراهم ساخته است.
من يک بار در جايي گفته بودم که موسيقي ايراني، براي انتقال پيام ارزشهاي نهفته در فرهنگ غني ايران و نيز معرفي جانفشاني‌هاي جوانان اين مرز و بوم در کليه درگيري‌هاي داخلي، خارجي و نظامي و همچنين بيان افسانه‌ها، قصص، پندها و تراژدي‌هاي بر جاي مانده در ادبيات فخيم ايران به جهانيان، بسيار قدرتمندتر از زبان ديپلماسي مي‌باشد. البته شرط اين امر، پرداختن علمي به اين موسيقي و به کار بردن اصول و قوانين علمي آهنگسازي و اجراي علمي آثار خلق شده مي‌باشد؛ کاري که متأسفانه مدتهاست تعطيل شده است.
اگر از علمي کار کردن و تحمل زحمت و مشقت و صرف وقت، رويگردان شديم و فقط به تکرار آنچه سينه به سينه به عنوان مباني و اصول آموخته‌ايم، روي آورديم، بديهي است که کاري ملال‌آور و نه در خور شأن اين نسل، عرضه مي‌داريم. البته در اين صورت ناچار مي شويم توجيه کم‌کاري و فقدان اطلاعات علمي موسيقايي خود را به گردن اصل موسيقي مقامي ايران بيندازيم.
«ابوعطا و سه گاه را يکبار بايد خواند ... چند تا همايون بخوانيم»؟ از آقاي افتخاري بعيد است که شأن و مقام و قدرت دستگاههاي ابوعطا و سه گاه و همايون را در محدود بودن امکان خلق آثار متنوع در اين دستگاهها و ديگر مقامات و پرده‌هاي موسيقي ايراني دانسته‌اند. اگر اين استدلال درست بود، ما شاهد آن شکوه، عظمت، تنوع و قدرت بيان و کثرت آثار در موسيقي کلاسيک اروپايي نبوديم، چرا که همه آن آثار فقط در دو پرده مينور و ماژور خلق شده‌اند و هيچ‌کدام هم بوي تکرار نمي‌دهند. اگر موسيقي کلاسيک اروپايي اين همه تنوع را در دو پرده مينور و ماژور دارد، چرا ما شاهد تنوع در آثار موسيقايي خود که مي‌تواند در متجاوز از سيصد پرده ـ به جاي دو پرده ـ ساخته و خلق شود، نيستيم؟
واقعيت اين است که اين ادعا از آقاي افتخاري، به عنوان يکي از شاگردان مرحوم تاج اصفهاني ـ که خود گنجينه و حافظ تمامي پرده‌ها و مقامات و گوشه‌هاي موسيقي مقامي ايراني بود ـ بسيار بعيد است. قدرت و امکان خلق آثار غيرتکراري در دستگاههاي سه گاه و ابوعطا و ديگر دستگاههاي موسيقي ايراني بسيار زياد است و مي‌توان گفت که نامحدود است. اما آنچه شرط اوليه و اساسي خلق چنين آثاري نامتناهي است، داشتن سواد لازم و برخورداري از دانش لازم و آشنايي با فنون علمي و جهاني اين کار همراه با برخورداري از امکانات اجرايي و داشتن ارکسترهاي آزموده است.
در خلق اين گونه آثار، سودجويي و نگراني از نفع مالي ناشر جايگاهي ندارد. غالب آهنگسازان و خالقين آثار بزرگ کلاسيک اروپايي در فقر و تنگدستي روزگار گذرانده‌اند. سود اصلي را بعدها که امکان تکثير انبوه در تيراژهاي ميليوني اختراع شد، ناشرين بزرگ بردند.
آقاي افتخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که اگر بخواهند به خلق چنين آثاري روي آورند، بايد اولا کار آهنگسازي را به متخصصين تعليم ديده واگذارند و ثانيا براي اجراي آثار خلق شده از ارکسترهاي مناسب و سازهاي مناسب‌تر و رهبران متبحر در اين امر بهره گيرند و نيز خوب مي‌دانند که چنين امري مستلزم صرف وقت و هزينه و همت و استعداد مي‌باشد و اين مسائل ميزان سودآوري مورد انتظار ايشان و ناشر آثارشان را تأمين نمي‌کند.
پس چه بايد کرد؟ بايد به کارهايي روي آورد که هيچ‌کدام از اين شرايط را طلب نکند. آن کارها از کدام سنخ موسيقي ساخته است؟ از موسيقي پاپ! و گناه و منت اين روي‌آوري سودجويانه را بايد به گردن موسيقي ايراني و مردمي که از تکرار خسته شده‌اند، انداخت. براي اينکه ذهن خواننده اين سطور به کلي‌گويي و نقد بي‌جاي نگارنده متوجه نشود به چند نمونه از کارهايي که معتقدم ارزش جهاني دارند اشاره مي‌کنم: قطعه «ني نوا» با اجراي ارکستر سمفونيک از آقاي عليزاده، «درگلستانه» اثر فخيم هوشنگ کامکار با آواز شهرام ناظري و ارکستر بزرگ سمفوني، «به ياد حافظ» اثر هوشنگ کامکار و آواز بيژن کامکار و ارکستر سمفونيک تهران، آثار ارکسترال فرهاد فخرالديني با صداي شجريان، قطعات برجسته در شور و راست پنجگاه و نوا و افشاري اثر برجسته پرويز مشکاتيان و ارکسترپلي فونيک سازهاي ايراني که با آوازهاي شجريان، مرحوم بسطامي، آقاي افتخاري اجرا و منتشر شده‌اند.
آثار ديگري نيز هستند که از ذکر آنها درمي‌گذرم. در اينجا فقط خواستم به چند نمونه اشاره کرده باشم.
آقاي افنخاري بهتر از هر کس ديگر مي‌دانند که سود حاصله از فروش اين آثاري که بر شمردم در مجموع از سود يک کاست موسيقي پاپ کمتر بوده است. اينکه جوانان ما به اين آهنگها روي آورده‌اند، دليل آن در جاي ديگر است. اولا نياز روزافزون نسل جوان به آثار موسيقايي و ثانيا ترويج اين‌گونه موسيقي توسط صداوسيما که بدون ترديد در ساختن ذائقه موسيقايي جوانان نقش اساسي داشته است و ثالثا و از همه مهمتر عدم امکانات مالي و عدم تأمين نيازهاي مادي آهنگسازان و اجراکنندگان و ناشران آثار فخيم و علمي از مهم ترين دلائل اين ضعف و فقر فرهنگي مي‌باشد. دلايل ديگري نيز وجود دارد که انشاءلله در فرصتي ديگر به طور مشروح بدان خواهم پرداخت.
اين تذکر را هم بدهم که من مخالف موسيقي پاپ و ديگر انواع موسيقي‌ها نيستم، ولي هر کدام را در جاي خود و در ايفاي رسالت انتقال پيام‌هاي خود ارزيابي مي‌کنم.
مشکل بزرگ امروز ما را آقاي افتخاري، فقدان يک صاحب فن دانسته‌اند که همه گرد او چرخ بزنند. يک قسمت اين حرف درست است و آن دارا بودن صلاحيت موسيقايي در فرد خالق اثر است، مطلبي که کمي اشکال دارد اين است که همه نبايد گرد يک صاحب فن چرخ بزنند، بلکه بايد خود صاحب فن و صلاحيت شوند و به خلق و توليد بپردازند.
اشکال ديگر ايشان رابه شرايط موجود ، که نداشتن نت واحد بود ، هر چه فکر کردم نفهميدم!
موفق باشيد
دکتر صادق طباطبايي




  • کار بر محترمی که می گویند بگذارید هنرمندان با هر پیشبنه ای قدرت تغییر رویه و انتخاب داشته باشند، حرف درستی می زنند.ولی اگر این تغییر رویه ، به دلیل بازار و مد شدن فلان نوع موسیقی و امکان سود آوری بیشتر صورت می گیرد، آن هم اشکال ندارد.مسئله ای که آقای دکتر طباطبائی به درستی به آن اشاره می کنند اینست که ،این تمایل را به حساب ضعف موسیقی ایرانی نگذاریم و نگوئیم مردم از موسیقی دوران قاجار خسته شده اندو از موسیقی تکراری ملال گرفته اند.این درست است که مردم از تکرار واز موسیقی دوران قاجار سیر شده اندوولی حرف اساسی انجا است که خوب چرا کار غیر تکراری تولید نمی کنند. این تکرار از یک خواننده به دلیل عدم قدرت خلاقیت اوست وگرنه همانطور که استادان موسیقی و از جمله اقای طباطبائی می گویند ، دستگاههای موسیقی ایرانی به حدی امکان جولان برای خواننده و اهنگساز گذارده است که هیچ وقت به انتها نمی رسد.منتها همانگونه که اقای طباطبائی گفتند باید سواد این کار راداشت و از ارکسترهای بزرگ و آهنگسازان بر جسته استفاده کرد..این که یک غزل را در هر دستگاهی دوباره و سه باره وبا یک یا دو سبک تحریر بخوانند معلوم است چیز خوبی از کار در نمی آید.ملودی های معروف را با ضرب های مختلف و گاه نا مناسب روی اشعر سعدی و مولوی و حافظ گذاردن ، حد اکثر یکبار یا دوبار می توان به مردم فروخت .این جا کار آهنگ ساز و رهبر ارکستر و سازهای مختلف و رهبری توانمند لازم دارد و سر انجام یک خواننده.در این صورت هیچ کاری تکراری نخواهد شد . بگذریم از این که موسیقی ایرانی فقط در بداهه خوانی و غزل خوانی و دو سه تا ساز و یک ضرب شکل نمی گیرد.انواع ساختارهای موسیقائی را می توان در موسیقی سنتی و مقامی ایران پیدا کرد و ساخت.آن وقت آقای افتخاری می بینند که مردم چگونه از یک کار نو استقبال می کنند. یک کار برجسته ممکن است تولید و ساخت آن چندین ماه و سال طول بکشد همانطور که مثلا" سمفونی های بتهون که همچنان جاودانه اند هر کدام چندین سال طول کشیده شده تا خلق شده اند.هنر مندان ما هم اگر میخواهند کار اساسی و غیر تکراری و جاودانی تولید کنند باید یه این مسیر بیفتند.البنه آن وقت آقای افتخاری تمی توانند به راحتی صاحب سود فراوان شده و ناشر آثارشان سود کلانی ببرد.البته کسی هم فکر می کنم این گونه انتظارات را در ساختن قطعات جاویدان از امثال اقای افتخاری و خوانندگان از این دست را ندارد.ولی این آقایان این مسئله را ربط به موسیقی ایرانی و سبک دوران قاجار ندهند.بگویند حال و توان و وقت و حوصله کار غیر تکراری را نداریم .چون در آن صورت باید کلی هزینه کنیمواین هزینه سازی از درآمد ما کم می شود.آقای طباطبائی به درستی می گویند که ده تا کار سنگین از آن گونه که ایشان نام بردند به دلیل هزینه های جانبی، رویهم در آمدشان ازفروش و سود یک کاست معمولی آقای افتخاری که هیچ هزینه ای جز استودیوی ضبط نداشته است بمراتب کم تر می باشد.ولی در عوض آثاری جاودانه اند و نسل های بعد هم از آن لذت می برند.در حالی که یک کاست معمولی از نوعی که اقای افتخاری به آن اشاره می کنند، نسل امروز هم حتی یک یا دوبار آن را بیشتر نمی سنود.
    از آقای طباطبائی به خاطر اتقاد اساسی شان سپاسگزاریم.
    ناصر آریا

  • آقای دکتر طباطبائی سلام بر شما استاد همه فن حریف.من فقط می خواهم به شما بگویم از این جماعت انتظار خلاقیت نداشته باشید.وقتی آقای افتخاری می بیند، بعضی یک مرتبه وارد گود می شوند که حتی اشعار را از روی متن نمی توانند درست بخوانند ولی به کمک یک دستگاه کی برد یک شبه صاحب میلیون ها تومان در آمد می شوند، پیش خود می گوید من از آن ها چه کم دارم.لذا ایشان هم که حد اقل یک صدای خدادادی خوب دارند و از بزرگان موسیقی هم ردیف هائی یاد گرفته اند بدون زحمت دیوان مولانا را باز می کنند و کیبرد هم به کار می افتد و چند رنگ معروف قدیمی هم با ضرب کامپیوتر همآوا می شود و از این همه یک کار مدرن خلق می شود.بی زحمت و هزینه.چرا آقای افتخاری این کار رانکنند؟ که لا اقل یک بنده خدائی به اسم ناشر به نان و نوائی برسد و آقای افتخاری هم به خاطر رضای خدا ثوابی ببرند و جوانان نو خواه هم کار غیر تکراری بخرند. این کار از موسیقی عرفانی و شاد و حماسی و دل انگیز سنتی بر نمی آید.
    آقای طباطبائی به قول یکی از بینندگان ،ترا بخدا دانش موسیقی خودت را احتکار نکن.پا به میدان بگذار و این امر فرهنگی مهم را سرپرستی کن.من از بزرگان موسیقی شنیده ام که برای شما خیلی احترام قائلند.خودتان هم که اهل بخیه و نواختن هستید و نیاز جوانان و انواع موسیقی ها را می شناسید..پس معطل چه هستید ؟ خدا به شما طول عمر و توفیق بیشتر دهد.
    دوستارتان. ا.ص.

  • با عرض سلام خدمت جناب دکتر طباطبائی.من یک سوال داشتم از اقای افتخاری ولی میدانم که جواب آن را آقای دکتر باید بدهند.آقای افتخاری فرموده اند که موسیقی پاپ را به سبک موسیقی سنتی اجرا کرده اند.آیا معنی این حرف چیست؟ آیا می شود خط کوفی را به سبک نستعلیق نوشت ؟ یا بر عکس! آیا آقای افتخاری سبک جدیدی ابداع کرده اند که از تلفیق پاپ باموسیقی سنتی به وجود آمده است؟ این که می گویند می خواستند نشان دهند که این موسیقی پاپ این است نه آن چه بدان معروف است یعنی چه ؟
    آیا به صاحبان سبک پاپ یا به کسان دیگر می خواسته اند نشان دهند. از آقای دکتر طباطبائی سوال می کنم که توضیح دهند آیا می شود موسیقی کلاسیک اروپائی را به سبک پاپ اجرا کرد؟ اگر نه . معنی حرف آقای افتخاری که افتخار سپر بلا شدن را پیدا کرده و به کشف سبک جدیدی موفق شده اند چیست؟ من از آواز آقای افنخاری و ترانه هائی که ایشان در موسیقی سنتی خوانده اند خیلی لذت می برم ولی کار جدید ایشان را نشنیده ام لذا قضاوتی روی کار ایشان ندارم.فقط می خواهم نقد آقای دکتر را تأئید کنم که کار اصیل سنتی خلق کردن که تکراری نباشد خیلی همت و مایه و هزینه ارکستر دارد در حالی که با یک دستگاه سینتی تایزر یک نفر می تواند به جای یک ارکستر دویست نفری با ریتم هائی که کامپیوتر ی ضبط می شود و ایجاد صدای انواع سازها توسط یک نوازنده و پلی بک آواز که به قول آقای افتخاری سنتی هم می تواند باشد یک اثری را خلق کرد.و در این کار از پرداختن پول به آهنگ ساز و رهبر و اعضای ارکستر و ترانه سرا صرفه جوئی کرد. آیا آقای افتخاری می دانند کسانی که کار های جدید ایشان را که به قضاوت خودشان الحمدلله موفق بوده و ناشر هم راضی بوده و پول خوبی هم نصیب ایشان کرده است را شنیده اند قضاوتشان چیست؟ آیا آن ها که نوار یا سی دی را خریده اند چند بار حاضرند این اثر را بشنوند ؟ منظورم اینست که کارهای اصیل را چه سنتی و چه مدرن کسانی که به هر کدام علاقه مند هستند معمولا" مکرر گوش می دهند.ولی کارهای ابداعی نظیر این افتخار افرینی جدید اقای افتخاری را کسانی که خریده اند چند بار گوش می دهند؟
    توصیه من به آقای افتخاری اینست که همان راه اصیل موسیقی سنتی را پیش گیرند و با آهنگ سازان نامی و ترانه سرایان بزرگ کنار آمده و قسمتی از درآمد خود را به آن ها بدهند تا آن ها هم با خلق آثاری که تکراری نیست به نیاز مدرن جامعه پاسخ دهند.آن چه مورد نیاز است تکرار برنامه گل های جاویدان نیست.به قول ایشان دورره آن گذشته است .ولی باید همت کرد و در همین موسیقی سنتی کار مدرن و با پیام جدید خلق کرد و به نیاز دوران جدید پاسخ گفت.پاسخ دادن به نسل امروز با کپیه برداری از موسیقی نسل جدید اروپا کار مهمی نیست.کما این که می بینیم روزی دهها نوار از این دست به بازار می آید.ولی هر جند وقت یک بار اثری مانند آن چه آقای دکتر نام بردند خلق می شود ؟ آقای افتخاری اثر بر جسته مقام صبر ، کار بزرگ پرویز مشکاتیان را با نوارهائی که خودشان هم آهنگ ساز و هم شاعر ( البته از قول حافظ و مولانا ) بوده و با دوسه ساز یا یک دستگاه سینتی تیزر اجرا کرده اند مقایسه کنند.من شنیده ام آن اثر هنوز همچنان تکثیر و به فروش می رسد در حالی که کاست های دیگر ایشان را اکثرا" به امید موسیقی اصیل خریده و در بایگانی خود نگهداشته اند.
    نکته آخر این که از آقای دکتر طباطبائی می خواهم با دانشی که از موسیقی ایرانی و دیگر سبک های موسیقی دارند و یه قول یک بیننده ، مورد تأئید اساتید بزرگی چون مرحوم عبادی بوده اند، این موارد را برای جوانان تشریح کنند و تفاوت دستگاهها و گوشه های مختلف ایرانی را بیان کنند.در این صورت خدمت بزرگی به غنای فرهنگی نسل جوان کرده اند.
    خدا تگهدار تان
    اضغر سدیدی

  • سلام. سخن آقاي طباطبائي زخم دلم را باز كرد. از آقاي افتخاري كه ما هميشه با برخي تصنيفهايشان تا كجاها كه پر نمي كشيم خيلي بعيد مي دانستم اي فرمايشات را. استاد عزيز مطلب تان كه در روزنامه ايران هفته گذشته آمده بود خيلي ناهمگون بود. شما واقعا فكر ميكنيد كسب رضايت خدا كه شما گفته ايد اولين هدفتان است در چند درصد موارد با كسب رضايت ناشر شما توافق دارد؟ ... اگر شما ناشر موسيقي در بازار پيدا كرديد كه اوليد هدفش كه هيچ حداقل يكي از اهدافش كسب رضاي خدا باشد به من معرفي كنيد تا دست و پايش را ببوسم. در ثاني مگر هدف از موسيقي جز همنوائي با آواهاي نهفته خلقت و رساندن روح آدمي به ملكوت آسمانهاست؟ مگر هدف از موسيقي چيزي بهتر از كمك به القا و تفهيم بلندترين مفاهيم معرفت خدا يعني غزليات ناب عارفان بزرگمان نظير حافظ وسعدي و مولانا مي تواند باشد. چيزي كه در آثار استاد شجريان به نحو اعلا مي بينيم. اگر شجريان شجريان شده قطعا به خاطر نفع ناشرش نبوده و گرنه در مهد تمدن غرب و ابتذال فرهنگي نواي عشق خدا سر نمي داد و قطعاتي را اجرا نمي كرد كه جز مهر وپايبندي به ارزشهاي والا هيچ توجيه ديگري ندارد. هنرمند اگر هنرفروش شد (ببخشيد به شما جسارت نمي كنم كلي ميگويم) ديگر لايق نام هنر نيست. راستي چرا ديگر از شما آثار جاوداني مثل "آتش دل" ديده نمي شود؟ آقاي افتخاري. موسيقي سنتي ما زبان صوتي عرفان و عشق الهي است. گوشه هاي شادش بزم وصال و غمگينش نواي فراق است. در اين جولانگاه هيچ جائي براي نفع ناشر و خوش آمد و نيامد قشري خاص كه اغلب موسيقي را بدون گناه نمي توانند تصور كنند و يا بوالهوساني كه هر روز زير بيرق يكي هورا مي كشند نيست. دوستدار شما. سيد محمدرضا فخري.

  • خدا یا چرا در کشور ما کار در دست کاردان ها نیست . ما چقدر باید خسارت مدیرانی را بپردازیم که در حوزه مسئولیت خود فاقد صلاحیت علمی هستند. من از مقاله دکتر طباطبائی غزیز، هم به ریشه ها و علل ابتذال موسیقی امروز پی بردم و هم متوجه شدم چرا جوانان ما امکان برخورداری از کارهای اصیل را ندارند. من هم با آقای دکتر هم عقیده هستم که رادیو و تلویزیون ما خیلی بهتر از این می توانست با امکانات مالی فراوانی که دارد، لا اقل نیاز مالی هنرمندان اصیل را تأمین می کرد تا آن ها بنوانند به نیاز
    روز افزون جوانان با خلق قطعات علمی و شاد و غیر تکراری پاسخ دهند.
    بهروز کجوری

  • سلام بر دکتر طباطبائی عزیز.من امروز بعد از خواندن نقد شما بر نظرات آقای افتخاری دیداری داشتم با یکی از اساتید بزرگ موسیقی کشورمان ، که مدت ها است در بستر بیماری آرمیده است.وقتی نقد شما را به ایشان گفتم فرمودند جناب دکتر خود یکی از بزرگترین موسیقی شناسان این کشور است. ایشان از قول مرحوم استاد عبادی گفتند که آقای طباطبائی هم در نواختن پیانو در مایه های موسیقی ایرانی تبحر دارد و هم به تمامی دستگاههای موسیقی ایرانی مسلط است.من وقنی این حرف را در مورد آقای طباطبائی و توانائی های هنری ایشان شنیدم فهمیدم اظهار نظر ایشان در مورد نظریات آقای افتخاری باید از منطق قوی علمی بر خوردار باشد. حال تأسف مضاعف من اینست که چرا آقای طباطبائی که در ردیف دولتمردان بزرگ و محبوب جوانان می باشند خود تولیت موسیقی کشور را در دست نمی گیرند تا به آشفته بازار فعلی خاتمه دهند.
    بنده خدا از تهران.

  • جناب دكتر سلام. حتما" مر به خاطر مي آوريد. من دانشجوي شما در سال 1973 تا 1975در دانشگاه بوخوم بودم. دو بار مرا در امتحان رد كرديد. ولي بار سوم چون نمره بسيار خوبي از شما گرفتم به ورقه من شك كرديد و مرا در حضور يكي از همكارانتان بنام دكتر اسژيانف به لابراتوار خود فراخوانده و شفاهي از من امتحان كرديد. وقتي مطمئن شديد كه جزوه درسي شما را خوب خوانده ام نمره 2 به من داديد و من اجازه پيدا كردم دوره تحقيقات در شيمي آناليتيك را تحت نظر و راهنمائي شما در لابراتوار قشنگ و پركارتان بگذرانم.در يكي از روزهائي كه يكي از همدوره اي هاي شما به يك كشف بزرگ در رشته انزيمولوژی رسیده یود و بسیار مدیون راهنمائی شما بود یک جشن در دانشکده ترتیب داده بود و شما در آن روز چند قطعه پیانو نواختید. من از شما پرسیدم چه موقع فرصت یاد گرفتن این ساز سخت را پیدا کردید.چون از طرفی می دیدم که هم در کار تحقیق و تدریس بسیار جدی هستید و از طرف دیگر در انجمن اسلامی از بزرگان بوده و چند کمیسیون عقیدتی و سیاسی را هدایت می کنید و اغلب هم در سمینار ها و کنفرانس هائی که علیه رزیم گذشته برپا می شد مقالات بسیار خوب و علمی را می خواندید و در عین حال هم سفر بسیار می کردید.من از شما پرسیدم با این مشغله های فراوان چه وقت فرصت یادگیری و تمرین این ساز سخت را دارید. جوابی به من دادید که از آن روز همیشه آن را در گوشم نگهداشته ام. یادتان هست به من چه گفتید؟
    روی نظم و تنظیم اوقات و مرتب بودن و تفریح لازم و سالم اشاره کردید و داستانی را از دائی تان امام موسی صدر برایم نقل کردید که اشک من در آمد.بعد هم به من گفتید که ایشان نیز موسیقی شناس هستنند.امشب از روی تصادف مطلب شما را پسرم که او هم الان در دانشگاه سابق شما شیمی می خواند به من نشان داد.خیلی خوشحال شدم و با خواندن آن به یاد راهنمائی ارزنده تان و اخلاق کریمانه تان و نیز سخاوتی که در راهنمائی دانشجویانتان به کار می بردید افتادم. آقای دکتر عزیز شما بودید که مسیر زندگی مرا عوض کردید.بعد هم مرا از تصمیم برای ازدواج با یکی از دانشجویان یونانی تان منصرف کردید و مرا نجات دادید. تا کنون فرصتی پیدا نکرده بودم و راهی را نیافته بودم که از شما تقدیر کنم. مطلب امروزتان هم در پاسخ به آقای افتخاری برای پسر من که با پیانو و گیتار کار می کند بسیار آموزنده بود. از همین الآن تصمیم دارد به آموزش موسیقی ایرانی روی آورد.اگر لطف کنید و به همین آدرسی که می بینید چند سطر برای پسرم بنویسید و او را راهنمائی کنید که به چه منابع و کتاب ها و اشخاصی باید مراجعه کند منت بزرگی بر من نهاده اید.ضمنا اگر اجازه می دهید و ممکن است هر وقت به بوخوم امدید چند ساعتی افتخار دیدار به من و همسرایرانی ام و پسرم بدهید بسیار ممنون و مفتخر خواهیم شد. خدا شما را برای ملت و جوانان ما نگه دارد.
    از بوخوم آلمان ارادتمند فریبرز ثالث آملی
    sales@intervideoinc.com

  • جناب آقای دکتر طباطبائی ضمن عرض سلام و تشکر از مطلب بر حقی که بدان اشاره کردید باید بگویم کار علمی و خلق اثار علمی که هم نو آوری داشته باشد و هم تکراری نباشد و هم نیاز جوانان را که روز به روز با انواع موسیقی های وارداتی روبرو هستند پاسخ دهد مستلزم تلاش و همت و بهره مندی از توانائی علمی و قوانین علمی موسیقی است.متأسفانه سود جوئی و خلق آثار به اصطلاح رو حوضی چنان رونق گرفته که بازار را پر کرده است.وقتی نیاز جوانان با رو آوردن به چنین آثاری بر آورده می شود و دانش موسیقی آن ها امکان تشخیص کار اصیل را به آن ها نمی دهد، نتیجه این می شود که می بینیم.من از اساتید بزرگ و کهن سال موسیقی کشورمان شنیده ام که چه ابنذالی دامان موسیقی کشورمان را گرفته است. علت آن را هم همان طور که شما به حق نوشته اید در این می دانند که خود آن ها به دلیل کهولت و عدم توانائی جسمی و مشکلات مالی از عهده خلق آثار بزرگ بر پایه مبانی موسیقی اصیل ایرانی بر نمی ایند . اما این انتظار را از شاگردان خود امثال آقای افتخاری دارند که از دانش آن ها استفاده کند و با سود کمتر قناعت کند و کارهای خود را قبل از ضبط یا آن ها نشان دهد تا نواقص را بر طرف کنند. ای کاش امثال شما متولی امور موسقی کشور می شدند که هم نیاز جوانان را می شناسید و هم قدرت مدیریت این امو ر را دارید.برای شما توفیق و سر بلندی آرزو می کنم.
    شهاب واثقي شهسوار

  • با سلام
    با احترام خدمت اساتيد فن من بعنوان يك مصرف كننده موسيق بنظرم مي رسد ما بيش از اين كه راجع به اين كه چه كارها كه با اين موسيقي سنتي مي توانيم انجام بدهيم داد سخن بدهيم بهتر است يكي دو مورد را به اين نسل جوان پر تعداد و كنجكاو نشان بدهيم و به سليقه جمع احترام بگذاريم روزي كه به موسيقي ما هم از قانون عرضه و تقاضا تبعيت كند و در ثاني اشعار آن حرف مردم باشد منابع مالي نيز براي انواع آن پيدا خواهد شد و از شعار به عمل سوق داده خواهيم شد و از كارهايي كه مي شود كرد داد سخن نخواهيم گفت ما تشنه شنيدن نواي نو و سخن نو هستيم و هركس توانست اين كار را انجام دهد مورد اقبال خواهد بود جوانان خسته از تكرارند . بهتر است هر هنرمندي با هرپيشينه اي قدرت تغيير رويه و انتخاب داشته باشد




    نظرات و پیشنهادها:
    آدرس پست الکترونيکي :